قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً . وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً . وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً . وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً . وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً . وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا كَما ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً . وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً . وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً . وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً . وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً . وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً
« 1 » .
در آيهء 1 و 2 ، فعل ( ظن ) بخشى از مقايسه بين كافران و مؤمنان يا گناهكاران و اطاعت كنندگان در داستان بنى اسرائيل است . و در آيهء 3 و 4 ، فعل بخشى از مقايسه بين احوال مؤمنان و كافران در روز قيامت است .
در آيهء 4 همچنين ، فعل در يك جمله مقدّماتى ورود به اين مقايسه واقع شده و استفهام انكارى فاعل فعل را ( كه حدوث آن منفى است ) در گروه مذمّت شده مىنهد كه مقايسه با آن آغاز شده است : اين مقايسه همان بافت موضوعى ورود فعل مىباشد .
نگاه دوم : مقايسه هميشه به نفع كسانى پايان مىيابد كه « يظنّون أنهم ملاقوا ربّهم » .
هامش
( 1 ) - جنّ ( 72 ) ، آيات 1 تا 12 : بگو : « به من وحى شده است كه تنى چند از جنيّان گوش فراداشتند و گفتند : راستى ما قرآنى شگفتآور شنيديم كه به راه راست هدايت مىكند پس به آن ايمان آورديم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان قرار نخواهيم داد و اينكه او پروردگار والاى ما ، همسر و فرزندى اختيار نكرده است و شگفت آنكه كمخرد ما دربارهء خدا سخنانى ياوه مىسرايد و ما پنداشته بوديم كه انس و جن هرگز به خدا دروغ نمىبندند .
و مردانى از آدميان به مردانى از جن پناه مىبردند و بر سركشى آنها مىافزودند و آنها نيز آنگونه كه شما پنداشتهايد گمان بردند كه خدا هرگز كسى را زنده نخواهد گردانيد . و ما بر آسمان دست يافتيم و آن را پر از نگهبانان توانا و تيرهاى شهاب يافتيم و در آسمان براى شنيدن ، به كمين مىنشستيم اما اكنون هركه بخواهد به گوش باشد ، تير شهابى در كمين خود مىيابد . و ما درست نمىدانيم كه آيا براى كسانى كه در زميناند بدى خواسته شده يا پروردگارشان برايشان هدايت خواسته است و از ميان ما برخى درستكارند و برخى غير آن و ما فرقههايى گوناگونيم و ما مىدانيم كه هرگز نمىتوانيم در زمين خداى را به ستوه آوريم و هرگز او را با گريز خود درمانده نتوانيم كرد .