1 - آن كه وجه را كه مىدهد بعنوان معامله منتقل نمايد نه بعنوان قرض واستقراض
چنان كه در ( مسأله 3 ) مشروحا بيان گرديد ( مثلا ) صد هزار ريال نقد را به پانصد دينار
عراقي وعدهاى به مدت معين .
2 - آن كه يك جعبه كبريت يا يك طاقه دستمال يا چيز ديگرى را بفروشد در
مقابل مقدار زيادة مثلا بده هزار ريال به شرط اين كه صد هزار ريال ديگر تا مدت -
مثلا - يك سال بدون منفعت قرض بدهد ويا اين كه كسى كه قرض گرفته است ومدت
آن سر آمده ومىخواهد تمديد نمايد طلبكار يك جعبه كبريت را به مقروض مىفروشد
بده هزار ريال به شرط اين كه طلب خود را تا مدت يك ماه بدون منفعت تمديد نمايد
واين چارهجوئى به اين نحو براي تجديد وتمديد مدت به ملاحظه اين است كه جائز نيست
ابتداء در مقابل تجديد يا تمديد مدت طلبكار چيزى از بدهكار بگيرد . وتو هم اين كه
اين معامله صوري است زيرا كه هيچ كس يك جعبه كبريت را كه قيمتش يك ريال
است بده هزار ريال نمىخرد ، تو هم بيجائى است زيرا كه احدى بدون جهت چنين
معاملهاى نمىكند اما در صورتي كه صد هزار ريال قرض دادن بدون منفعت تا يك سال
ضميمه شود همه مىخرند ودر اين موضوع چند روايت در كتاب وسائل الشيعة أبواب
احكام عقود نقل فرمودهاند وما براي رفع شبهه يك روايت از آن را در اينجا نقل
مىنمائيم :
شيخ طوسي قدس الله روحه بسند صحيح از محمد بن إسحاق بن عمار كه موثق
است روايت نموده مىگويد به حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام عرض كردم
( ويكون لي على الرجل دراهم ، فيقول أخرنى بها وأنا أربحك فأبيعه جبة تقوم على
بألف درهم بعشرة آلاف درهم - أو قال : بعشرين ألفا - وأؤخره بالمال ؟ قال لا بأس )
ترجمه : من چند درهم از شخصي طلبكارم وآن شخص خواهش مىكند أو را مهلت
دهم وبه من منفعتى برساند من جبهاى را كه قيمتش هزار درهم است به أو بده هزار
درهم - يا بيست هزار درهم - مىفروشم وطلب خود را تأخير مىاندازم ؟ حضرت فرمود
عيبى ندارد .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 510
مساهمون: الميرزا جواد التبريزي
ص٥١٠