تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
دهد نمىتواند براي انجام آن از طرف ديگرى وكيل شود ، مثلا كسى كه در احرام حج است ، چون نبايد صيغه عقد زناشوئى را بخواند ، نمىتواند براي خواندن صيغه از طرف ديگرى وكيل شود .
( مسأله 2269 ) اگر انسان كسى را براي انجام تمام كارهاى خودش وكيل كند صحيح است ، ولى اگر براي يكى از كارهاى خود وكيل نمايد وآن كار را معين نكند وكالت صحيح نيست .
( مسأله 2270 ) اگر وكيل را عزل كند يعنى از كار بر كنار نمايد ، بعد از آن كه خبر به أو رسيد نمىتواند آن كار را انجام دهد ، ولى اگر پيش از رسيدن خبر آن كار را انجام داده باشد صحيح است .
( مسأله 2271 ) وكيل مىتواند از وكالت كناره كند اگر چه موكل غائب باشد .
( مسأله 2272 ) وكيل نمىتواند براي انجام كارى كه به أو واگذار شده ديگرى را وكيل نمايد ، ولى اگر موكل به أو اجازه داده باشد كه وكيل بگيرد به هر طورى كه به أو دستور داده ، مىتواند رفتار نمايد ، پس اگر گفته باشد براي من وكيل بگير ، بايد از طرف أو وكيل بگيرد ونمىتواند كسى را از طرف خودش وكيل كند .
( مسأله 2273 ) اگر وكيل با اجازه موكل كسى را از طرف أو وكيل كند ، نمىتواند آن وكيل را عزل نمايد . واگر وكيل أول بميرد ، يا موكل أو را عزل كند وكالت دومى باطل نمىشود .
( مسأله 2274 ) اگر وكيل با اجازه موكل ، كسى را از طرف خودش وكيل كند ، موكل ووكيل أول مىتوانند آن وكيل را عزل كنند واگر وكيل أول بميرد يا عزل شود ، وكالت دومى باطل مىشود .
( مسأله 2275 ) اگر چند نفر را براي انجام كارى وكيل كند وبه آنها اجازه دهد كه هر كدام به تنهائى در آن كار اقدام كنند ، هر يك از آنان مىتواند آن كار را انجام دهد