مىشود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد ، واگر در بين يازده ماه طلا ونقره
أو از نصاب أول كمتر شود ، زكات بر أو واجب نيست .
( مسأله 1911 ) اگر در بين يازده ماه طلا ونقرهاى را كه دارد با طلا يا نقره يا
چيز ديگر عوض نمايد ، يا آنها را آب كند ، زكات بر أو واجب نيست اگر چه براي
فرار از دادن زكات اين كارها را بكند .
( مسأله 1912 ) اگر در ماه دوازدهم پول طلا ونقره را آب كند ، بايد زكات
آنها را بدهد ، وچنانچه بواسطة آب كردن ، وزن يا قيمت آنها كم شود بايد زكاتى
را كه پيش از آب كردن بر أو واجب بوده بدهد .
( مسأله 1913 ) اگر طلا ونقرهاى كه دارد خوب وبد داشته باشد ، مىتواند زكات
هر كدام از خوب وبد را از خود آن بدهد ، بلكه اگر قسمتى از نصاب طلا ونقره بد
باشد مىتواند زكات را از قسمت بد بدهد .
( مسأله 1914 ) پول طلا ونقرهاى كه بيشتر از اندازه معمول فلز ديگر دارد ،
اگر به آن پول طلا ونقره بگويند در صورتي كه به حد نصاب برسد زكاتش واجبست ،
هر چند خالصش به حد نصاب نرسد ولى اگر به آن پول طلا ونقره نگويند وجوب
زكات در آن محل اشكال است ، هر چند خالصش به حد نصاب برسد .
( مسأله 1915 ) اگر پول طلا ونقرهاى كه دارد به مقدار معمول ، فلز ديگر با آن
مخلوط باشد ، چنانچه زكات آن را از پول طلا ونقرهاى كه بيشتر از معمول فلز ديگر
دارد يا از پول غير طلا ونقره بدهد ولى بقدرى باشد كه قيمت آن ، به اندازه قيمت
زكاتى باشد كه بر أو واجب است ، اشكال ندارد .
زكات شتر وگاو وگوسفند ( مسأله 1916 ) زكات شتر وگاو وگوسفند غير از شرطهائى كه گفته شد دو شرط
ديگر دارد : ( أول ) آن كه حيوان در تمام سال بيكار باشد ولى اگر در تمام سال يكى