تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
معين كنند ولى اگر زراعت معينى را در نظر ندارند ، يا زراعتى را كه هر دو در نظر دارند معلوم است ، لازم نيست آن را معين نمايند . هشتم - آن كه مالك ، زمين را معين كند ، پس كسى كه چند قطعه زمين دارد وبا هم تفاوت دارند ، اگر به زارع بگويد در يكى از اين زمينها زراعت كن وآن را معين نكند مزارعه باطل است . نهم - خرجى را كه هر كدام آنان بايد بكنند معين نمايند ولى اگر خرجى را كه هر كدام بايد بكنند معلوم باشد ، لازم نيست آن را معين نمايند .
مسأله 2238 - احتياط واجب لازم آنست كه مالك يا زارع شرط نكند كه مقدارى از حاصل براي أو باشد وبقيه را بين خودشان قسمت كنند ، هر چند بدانند كه بعد از برداشتن آن مقدار ، مقدارى ديگر باقي مىماند .
مسأله 2239 - اگر مدت مزارعه تمام شود وحاصل بدست نيايد ، چنانچه مالك راضى شود كه با اجاره يا بدون اجاره زراعت در زمين أو بماند وزارع هم راضى شود مانعى ندارد واگر مالك راضى نشود ، . مىتواند زارع را وأدار كند كه زراعت را بچيند واگر براي چيدن زراعت ضررى به زارع برسد لازم نيست عوض آن را به أو بدهد ولى زارع اگر چه راضى شود كه به مالك چيزى بدهد ، نمىتواند مالك را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند .
مسأله 2240 - اگر بواسطة پيش آمدى زراعت در زمين ممكن نباشد مثلا آب از زمين قطع شود ، مزارعه بهم مىخورد واگر زارع بدون عذر زراعت نكند ، چنانچه زمين در تصرف أو بوده ومالك در آن تصرفى نداشته است ، بايد اجاره آن مدت را به مقدار معمول به مالك بدهد .
مسأله 2241 - اگر مالك وزارع صيغه خوانده باشند ، بدون رضايت يكديگر نمىتوانند مزارعه را بهم بزنند ونيز اگر مالك به قصد مزارعه زمينى را به كسى واگذار كند ، بعد از آن كه أو مشغول عمل شد ، جايز نيست بدون رضايت يكديگر معامله را بهم بزنند ، ولى اگر در ضمن خواندن صيغه