مسأله 1902 - كسى كه بدهكار است وگندم يا جو يا خرما يا انگور
هم دارد اگر بميرد وپيش از آن كه زكات اينها واجب شود ، ورثه قرض أو را
از مال ديگر بدهند ، هر كدام كه سهمشان به حد نصاب برسد ، بايد زكات
بدهد واگر پيش از آن كه زكات اينها واجب شود قرض أو را ندهند ، چنانچه
مال ميت فقط به اندازه بدهى أو باشد ، در صورتي كه بدهى أو بقدرى است
كه اگر بخواهند ادا نمايند ، بايد مقدارى از گندم وجو وخرما وانگور را
هم به طلبكار بدهند ، آنچه را به طلبكار مىدهند زكات ندارد وبقيه مال ورثه
است وهر كدام آنان كه سهمش به اندازه نصاب شود ، بايد زكات آن را بدهد .
مسأله 1903 - اگر گندم وجو وخرما وكشمشى كه زكات آنها واجب
شده خوب وبد دارد ، احتياط واجب آن است كه زكات جنس خوب را از
جنس بد ندهند .
نصاب طلا مسأله 1904 - طلا دو نصاب دارد :
نصاب أول آن بيست مثقال شرعي است كه هر مثقال آن 18 نخود
است ، پس وقتي طلا به بيست مثقال شرعي كه پانزده مثقال معمولى است
برسد ، اگر شرائط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد ، بايد چهل يك آن
را كه نه نخود مىشود از بابت زكات بدهد واگر به اين مقدار نرسد ، زكات آن
واجب نيست .
نصاب دوم آن چهار مثقال شرعي است كه سه مثقال معمولى مىشود
يعنى اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود ، بايد زكات تمام 18 مثقال را
از قرار چهل يك بدهد واگر كمتر از سه مثقال اضافه شود ، فقط بايد زكات
15 مثقال آن را بدهد . وزيادى آن زكات ندارد وهمچنين است هر چه بالا
رود ، يعنى اگر سه مثقال اضافه شود ، بايد زكات تمام آنها را بدهد واگر كمتر