سنّتها ، هرچه به فطرت انسانى كه اصل نخستين و ثابت اوست توجّه كند ، به كمال بخشى وجودى وى شايستهتر و در رساندن وى به سعادت ابدى نزديكتر است ؛ و كاملتر و بهتر از دينى كه خداوند براى خلقش پسنديده ، سنّت و شريعتى ديگر وجود ندارد كه جانشين آن گردد و نقش آن را ايفا نمايد . لذا اين دين فطرى است :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
« 1 » .
هامش
( 1 ) - روم ( 30 ) آيهء 30 : با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است . آفرينش خداى تغييرپذير نيست . اين است همان دين پايدار .