فقر
اصل فقر در لغت ، يعنى كسى كه مهرهء پشت او شكسته باشد ؛ يعنى دچار حادثهاى شده و مهرهاش شكسته است . و « أفقرك الصيد فارمه » ؛ يعنى شكار پشت كرد و مىتوانى او را بزنى . گفته شده است از « فقرة » به ضم فاء يعنى حفره مىباشد . گفته شد : هر گودالى كه در آن آب جمع شود ، فقير ناميده مىشود ؛ و « فقرت للغسيل » يعنى براى آن گياه حفرهاى كندم و آن را در آنجا كاشتم .
راغب مىگويد ، فقر به چهار وجه به كار مىرود : 1 - وجود نياز ضرورى ؛ و براى انسان تا زمانى كه در دنيا هست عام و فراگير است و حتّى براى همهء موجودات . لذا در قرآن آمده است :
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ
« 1 » . به اين ، در وصف انسان هم اشاره كرده است :
وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ
« 2 » . 2 - عدم كسب و دستاورد كه در آيات
لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا
« 3 » ؛
إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
« 4 » ؛ و
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ
« 5 » آمده است .
هامش
( 1 ) - فاطر ( 35 ) آيهء 15 : اى مردم ! شما به خدا نيازمنديد ، و خداست كه بىنياز ستوده است .
( 2 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 8 : و ايشان را جسدى كه غذا نخورند قرار نداديم .
( 3 ) - بقره ( 2 ) آيهء 273 : [ اين صدقات ] براى آن [ دسته از ] نيازمندانى است كه فروماندهاند .
( 4 ) - نور ( 24 ) آيهء 32 : اگر تنگدستند ، خداوند آنان را از فضل خويش بىنياز خواهد كرد .
( 5 ) - توبه ( 9 ) آيهء 60 : صدقات ، تنها به تهيدستان و بينوايان و . . . اختصاص دارد .