علّامه طباطبايى به بحث و پژوهش اين مشكل و ارائهء راه حلّ مناسب بر آن در الميزان به مناظرهء معتقدان به اين عقيده و تحليل آراى آنها پرداخته و به اينجا رسيده است كه ، امر بر آنها در دو آيه از دو جهت مشكل ايجاد كرده است : « 1 - تعيين خلود ابدى به مدّت دوام آسمانها و زمين كه اين دو ابدى نيستند . 2 - تعيين امر جاودانى كه از قيامت آغاز مىشود و ماندن دو گروه در بهشت و جهنم و استقرار آنها تا زمان وجود آن تا قيامت ؛ يعنى آسمانها و زمين . »
وى توانسته است به اعماق مسأله نفوذ كند و حكم استوارى ارائه دهد ؛ آنجا كه مىگويد : آنچه كه قطعى است اين كه ، خداوند در كلامش مىگويد : در آخرت هم زمين و آسمانهايى است - هرچند به نوعى با دنيا فرق دارد - مىفرمايد :
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » . و با حكايت از حال بهشتيان مىگويد :
وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ
« 2 » . و با وعده به مؤمنان و توصيف آنها مىفرمايد :
أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ
« 3 » . پس آخرت هم آسمانها و زمينى دارد ، چنان كه بهشت و جهنم و ساكنانى دارد . خداوند سبحان همه را چنين توصيف كرده است :
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
« 4 » . پس ، حكم به ماندگارى كرده است نه فنا .
« تعيين بقاى بهشت و جهنم و ساكنان آن به مدّت دوام آسمانها و زمين ، از جهت آن است كه آسمانها و زمين به طور مطلق و از آن جهت كه آنها آسمانها و زمين هميشگى و ابدىاند . اين آسمانها و زمينى كه در اين دنيا بر اين نظام مشهود هستند ، فنا مىشوند ؛ امّا آسمانهايى كه مثلا بهشت را سايه مىافكنند و زمينى كه بر آن است و به نور پروردگارش
هامش
( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) آيهء 48 : روزى كه زمين به غير اين زمين و آسمانها [ به غير اين آسمانها ] مبدّل گردد و [ مردم ] در برابر خداى يگانهء قهّار ظاهرشوند .
( 2 ) - زمر ( 39 ) آيهء 74 : و گويند : سپاس خدايى را كه وعدهاش را بر ما راست گردانيد و سرزمين [ بهشت ] را به ما ميراث داد ؛ از هر جاى آن باغ [ پهناور ] كه بخواهيم جاى مىگزينيم .
( 3 ) - رعد ( 13 ) آيهء 22 : ايشان راست فرجام خوش سراى باقى .
( 4 ) - نحل ( 16 ) آيهء 96 : آنچه پيش شماست تمام مىشود ، و آنچه پيش خداست پايدار است .