فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ
« 1 » .
گفتهاند : از استثنا در اينجا فهميده مىشود كه مشيّت الهى اقتضا مىكند كه گناهكاران مؤمن اندكى از عذاب را مشاهده كنند و آنگاه پس از پاك شدن و تصفيه به بهشت باز گردند .
برخى از مردم به بهشت مىروند و به ميزان عمل شايسته و نيك از نعمت بهرهمند مىشوند و آنگاه به جهنم كه جايگاه دائمى آنهاست ، بازمىگردند ؛ بنا به آيهء
وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ
« 2 » . سپس خلاصه كرده ، مىگويد : « مشيّت خالق سبحان حكم مىكند از عمل صالح ، كافران پاداش برند و وارد بهشت شوند تا به ميزان عملشان بهرهمند شوند ، و سپس از آنجا به جايگاه خود در عذاب دائم روند . »
در الدر المنثور ، ابن مردويه از جابر روايت مىكند كه حضرت ( ص )
« فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا »
را تا
« إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ »
تلاوت كردند و فرمودند : « اگر خداوند بخواهد مردمانى اهل عذاب از جهنم خارج و وارد بهشت گردند ، چنين مىكند . . » همچنين در آن آمده است ، ابن مردويه از قتاده روايت كرده كه او آيهء
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا
را تلاوت كرد و سپس گفت : « أنس بن مالك از قول حضرت ( ص ) روايت كرد كه حضرت فرمودند : « گروهى از مردم از آتش خارج مىشوند ، ولى ما مثل مردم حروراء نمىگوييم . » اين كلام از قتاده است و مردم حروراء گروهى از خوارجند و به خلود اهل جهنم اعتقاد دارند . در تفسير البرهان از حسين بن سعيد اهوازى در كتاب الزهد با اسناد به محمّد بن مسلم آمده است كه مىگفت : « از امام صادق ( ع ) دربارهء جهنّميان پرسيدم . حضرت فرمود : از آن خارج مىشوند و به چشمهاى نزديك در بهشت به نام چشمهء حيوان آورده مىشوند ؛ و از آب چشمه به آنها پاشيده مىشود و همچون گياهى رشد مىكنند و گوشت و پوست و موهاى آنها مىرويد . »
هامش
( 1 ) - هود ( 11 ) آيات 106 و 107 : و امّا كسانى كه تيرهبخت شدهاند ، در آتش فرياد و نالهاى دارند تا آسمانها و زمين برجاست در آن ماندگار خواهند بود ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد ، زيرا پروردگار تو همان كند كه خواهد .
( 2 ) - همان ، آيهء 108 : و امّا كسانى كه نيكبخت شدهاند ، تا آسمانها و زمين برجاست در بهشت جاودانند ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد ، [ كه اين ] بخشى است كه بريدنى نيست .