اگر يكى از اينها يا چيز ديگرى را به قصد قيمت زكات بدهد مانعى ندارد .
مسأله 1901 - كسى كه بدهكار است ومالي هم دارد كه زكات آن واجب
شده اگر بميرد ، بايد أول تمام زكات را از مالي كه زكات آن واجب شده بدهند ، بعد قرض
أو را ادا نمايند .
مسأله 1902 - كسى كه بدهكار است وگندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد
اگر بميرد وپيش از آن كه زكات اينها واجب شود ، ورثه قرض أو را از مال ديگر بدهند ،
هر كدام كه سهمشان به حد نصاب برسد ، بايد زكات بدهد واگر پيش از آن كه زكات
اينها واجب شود قرض أو را ندهند ، چنانچه مال ميت فقط به اندازه بدهى أو باشد
واجب نيست زكات اينها را بدهند واگر مال ميت بيشتر از بدهى أو باشد ،
در صورتي كه بدهى أو بقدرى است كه اگر بخواهند ادا نمايند ، بايد مقدارى از گندم وجو
وخرما وانگور را هم به طلبكار بدهند ، آنچه را به طلبكار مىدهند زكات ندارد وبقيه مال ورثه
است وهر كدام آنان كه سهمش به اندازه نصاب شود ، بايد زكات آن را بدهد .
مسأله 1903 - اگر گندم وجو وخرما وكشمشى كه زكات آنها واجب شده
خوب وبد دارد ، احتياط واجب آنست كه زكات جنس خوب را از جنس بد ندهند .
نصاب طلا مسأله 1904 - طلا دو نصاب دارد : نصاب أول آن بيست مثقال شرعي
است كه هر مثقال آن 18 نخود است ، پس وقتي طلا به بيست مثقال شرعي كه پانزده
مثقال معمولى است برسد ، اگر شرائط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد ، بايد چهل
يك آن را كه نه نخود مىشود از بابت زكات بدهد واگر به اين مقدار نرسد ، زكات آن واجب
نيست . ونصاب دوم آن چهار مثقال شرعي است كه سه مثقال معمولى مىشود يعنى
اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود ، بايد زكات تمام 18 مثقال را از قرار چهل
يك بدهد واگر كمتر از سه مثقال اضافه شود ، فقط بايد زكات 15 مثقال آن را بدهد