تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
فسخ نموده وبه عنوان وكيل مالك ، مضاربه دوم را برقرار كند ، وخواه دومى را عامل خودش قرار دهد ، كه در صورت دوم اگر مثلا نصف سود سهم أو بوده براي عامل دوم نسبت معينى از اين نصف را قرار دهد . بنابر اين عامل دوم حسابش با عامل أول است نه با مالك .
( 1707 ) اگر كسى با مال ديگرى بدون اذن يا وكالت يا ولايت مضاربه نمايد ، مضاربه فضولي است وبا اجازه مالك أصل مضاربه صحيح است ، ودر صورتي كه خسارتي پيدا شود به عهده مالك است ، ولى سود حاصله بر طبق قرار داد ، بين مالك وعامل تقسيم مى شود .
( 1708 ) مضاربه محل اجتماع يا تبادل احكام متعدد است ، زيرا عامل در صورت صحت عقد مضاربه ونداشتن سود امانتدار است ، ودر صورت وجود سود شريك در سود است ، ودر تصرفات وكيل است ، وبا تجاوز از مورد تعيين شده در مضاربه ، غاصب است ، وبا فساد در عقد مضاربه ، أجير صاحب مال است .
( 1709 ) اگر مالك مال خود را در اختيار كسى بگذارد وبگويد ، اگر با اين مال تجارت كردى سود حاصله به نصف يا ثلث از آن تو باشد ، اين عمل مضاربه نيست ، بلكه جعاله است كه فايده مضاربه را دارد ، ولى شرايط مضاربه در آن لازم نيست .
( 1710 ) پدر وجد پدرى صغير مىتوانند در صورت وجود مصلحت ونبودن مفسده با مال آن صغير مضاربه نمايند ، وهم چنين وصى پدر وجد وبعد از آنان حاكم شرع ، با رعايت عدم مفسده ووجود مصلحت مجاز به چنين تصرفى هستند .
( 1711 ) اگر بين مالك وعامل شرطي در بين نباشد ، تصرفات عامل در صورت رعايت مصلحت ، نافذ است ، مثل فروختن نقد وبا قيمت متعارف ، واگر عامل از محدوده اذني كه مالك داده تجاوز كند ، مثل اين كه به نسيه يا قيمتي كمتر از حدود متعارف معامله نمايد ، معامله اش صحيح نيست مگر آن كه مالك اجازه دهد .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 337 | الشيخ محمد تقي بهجت