شده باطل مىگردد ، وهم چنين اگر خصوص أطاق خراب شده مورد اجاره بوده ،
ودر غير اين دو صورت چنانچه فورى آن را بسازد وهيچ مقدارى از استفاده آن از
بين نرود اجاره باطل نمىشود ، واجاره كننده هم نمىتواند اجاره را بهم بزند ، ولى
اگر ساختن آن به قدرى طول بكشد كه مقدارى از استفاده اجاره كننده از بين
برود ، اجاره به آن مقدار باطل مىشود واجاره كننده مىتواند اجاره تمام مدت را
بهم بزند وبراي استفاده اى كه كرده اجرت المثل بدهد .
( مسأله 2147 ) : اگر اجاره دهنده يا اجاره كننده اى كه استفاده جهت شخص
أو نبوده بميرد ، اجاره باطل نمىشود ، ولى اگر اجاره مشروط به استفاده شخص
اجاره كننده بوده باطل مىشود ، ونيز اگر خانه ملك اجاره دهنده نباشد ، مانند
اين كه ديگرى وصيت كرده كه تا أو زنده است منفعت خانه مال أو باشد ، چنانچه آن
خانه را اجاره دهد وپيش از پايان مدت اجاره بميرد ، از وقتي كه مرده اجاره
باطل است ، واگر مالك فعلى آن اجاره را امضا كند صحيح مىشود واجاره مدتي
كه پس از مردن اجاره دهنده باقي مانده به مالك فعلى داده شود .
( مسأله 2148 ) : اگر صاحب كار بنا را وكيل كند كه براي أو كارگر بگيرد ،
چنانچه بنا كمتر از مقدارى كه از صاحب كار مىگيرد به كارگر بدهد ، زيادى آن بر
أو حرام است وبايد آن را به صاحب كار بدهد ، مگر اين كه أو را وكيل كند تا به
قيمت متعارف كارگر بگيرد .
( مسأله 2149 ) : اگر كسى أجير شود كه ساختمانى را تمام كند وبراي خود
اختيار بگذارد كه خودش بسازد يا به ديگرى بدهد ، چنانچه مقدارى خودش كار
كرده وباقي را به كمتر از مقدارى كه أجير شده به ديگرى بدهد ، زيادى آن براي أو
حلال مىباشد .
( مسأله 2150 ) : اگر رنگرز قرار بگذارد كه مثلا پارچه را با نيل رنگ كند ،
چنانچه با چيز ديگرى رنگ نمايد حق ندارد چيزى بگيرد .
مسائلى از فقه شيعه ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: السيد محمد علي الأبطحي
ص٣٩٠