دوم : مستأجر آن را ببيند ، يا اجاره دهنده به گونه اى مشخصات آن را بگويد
كه كاملا معلوم باشد .
سوم : ممكن بودن تحويل آن ، مگر آن كه اجاره كننده بتواند آن را بدست آورد
واستفادة كند . پس اجاره دادن اسبى كه فرار كرده باطل است ، مگر آن كه بتواند آن
را رام كند .
چهارم : آن كه استفاده از آن مال به اتلاف واز بين بردنش نباشد ، پس اجاره
دادن نان وميوه وخوردنيهاى ديگر صحيح نيست ، مگر اين كه مقدارى نان وميوه
وشيرينى اجاره كند وشرط نمايد هر چه عين آن را مصرف كند قيمت آن را
بدهد ، هر چند احتياط در ترك آن است .
پنجم : استفاده اى كه مال را براي آن اجاره داده اند ممكن باشد ، پس اجاره دادن
زمين وزراعت چنانچه براي آن آب باران كافى نيست واز آب نهر هم مشروب
نشود ، صحيح نيست ، مگر آن كه مستأجر بتواند با حفر چاه ومانند آن استفاده كند .
ششم : چيزى را كه اجاره مىدهد مال خود أو باشد ، يا در اجاره أو باشد
وبتواند به ديگرى اجاره دهد . واگر مال شخص ديگر را اجاره دهد ، در صورتي
صحيح است كه صاحبش رضايت دهد .
هفتم : حلال بودن استفاده اى كه براي آن اجاره داده ، پس اگر براي حرام - زنا ;
شرب خمر ، واستعمال آلات موسيقى وشطرنج ومانند آن - باشد اجاره باطل
است .
هشتم : از اجاره دادن منع نشده باشد ، پس كسى كه به سبب افلاس يا نذر يا
مانند آن از تصرف در مالش ممنوع است نمىتواند آن را اجاره بدهد .
( مسأله 2117 ) : اجاره دادن درخت براي استفاده از ميوه اش هنگامى صحيح
است كه ميوه اش فعلا موجود نباشد ويا ميوه موجود منفعت شمرده نشود .
وهمچنين است اجاره دادن حيوان براي استفاده از شير آن .
( مسأله 2118 ) : زن براي استفاده از شيرش مىتواند أجير شود ، ولازم
نيست از شوهر خود اجازه بگيرد ، ولى اگر به سبب شير دادن ، حق شوهر از
مسائلى از فقه شيعه ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: السيد محمد علي الأبطحي
ص٣٨٤