1 - فضّه
( 1 ) حضرت زهرا كنيزى به نام « فضّه » داشت كه پيامبر اكرم او را پس از آن كه فتوحات و غنائم بسيارى از جنگهاى خيبر و بنى قريظه و بنى نضير و ديگر موفقيّتها به دست آمده بود و فقر و تنگدستى از اصحاب صفّه و مستمندان مدينه بر طرف شده بود به آن حضرت بخشيد . همچنين از برخى نوشتهها استفاده مىشود كه وى از شاهزادههاى هندى بود و علوم غريبه را مىدانست .
( 2 ) 1 - حافظ برسى در كتاب « مشارق الانوار » نقل مىكند : هنگامى كه فضّه به خانهء حضرت زهرا وارد شد ، در آنجا به جز يك شمشير و زره و آسيا چيزى نيافت و او كه شاهزادهاى هندى بود و ذخيرهاى از اكسير داشت ، تكّه مسى را برداشته آن را نرم كرده با استفاده از مادّهاى به صورت طلا درآورد . هنگامى كه حضرت على عليه السّلام از راه رسيد ، آن را به حضور ايشان آورد ، حضرت كه آن را ديد ، فرمود : آفرين بر تو اى فضّه ! اگر آن را آب مىكردى طلاى تو ارزشمندتر و گرانتر مىشد . عرض كرد : سرور من ! آيا شما از اين علم آگاهيد ؟ فرمود : آرى ، اين كودك نيز مىداند . و به حضرت امام حسين عليه السّلام اشاره كرد . حضرت جلو آمد و همان فرمايش حضرت على را تكرار كرد . آنگاه على عليه السّلام فرمود : ما بالاتر از اين را مىدانيم . بعد با دست مبارك اشاره فرمود ، قطعهء بزرگى از طلا و گنجهاى زمين همه روان شدند . سپس فرمود : آن طلايى كه ساختهاى در كنار اين طلاهاى همانندش بگذار ! وى آن را كنار آنها گذاشت ، آن هم به مانند ديگر طلاها روان شد .