آن بانو كرامات و فضائل فراوانى داشته كه مقدارى از آنها را در اينجا بازگو مىكنيم :
( 1 ) 2 - ابو القاسم قشيرى در كتابش مىنويسد : يكى از عارفان گويد : در بيابان از قافله و كاروان جدا ماندم . زنى را ديدم : به او گفتم : تو كيستى ؟ پاسخ داد :
وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ !
« 1 » ، بر او سلام كرده پرسيدم : در اين بيابان چه مىكنى ؟ پاسخ داد :
مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ
« 2 » گفتم : از اجنّه و يا از نسل انسان هستى ؟ گفت :
يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ
« 3 » گفتم : از كجا مىآيى ؟ گفت :
يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
« 4 » گفتم : عازم كجايى ؟ گفت :
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ
« 5 » ، گفتم : چند روز است در راهى ؟ گفت :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
« 6 » گفتم : آيا غذا ميل دارى ؟ گفت :
وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ
« 7 » غذا به او داده گفتم : عجله نكن و هروله بنما ! گفت :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها .
« 8 » گفتم : آيا حاضرى تو را پشت سر خود سوار كنم ؟ گفت :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا .
« 9 » از مركب پياده شده او را سوار كردم . بعد كه سوار شد ، گفت :
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا .
« 10 »
وقتى به قافله رسيديم ، گفتم : آيا تو كسى را دارى ؟ گفت :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
« 11 »
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
« 12 »
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ
« 13 »
هامش
( 1 ) زخرف ( 43 ) : 89 : بگو سلام ! پس از آن به زودى خواهى دانست .
( 2 ) در قرآن آيهاى به اين عبارت وجود ندارد ، بلكه در آيهء 38 زمر آمده است : « و من يهدى اللّه فماله من مضلّ » : هر كس راى كه خداوند هدايت كند برايش گمراه كنندهاى وجود ندارد .
( 3 ) اعراف ( 7 ) : 31 : اى فرزندان آدم ، زينتهاى خود راى در مقام عبادت به خود گيريد .
( 4 ) فصّلت ( 41 ) : 44 : از جاى دور دستى فرا خوانده مىشوند .
( 5 ) آل عمران ( 3 ) : 91 : اين حقّ خداوند بر مردم است كه به ( حج ) خانهء او روند .
( 6 ) ق ( 50 ) : 37 : به زيادتى « و ما بينهما » : آسمان و زمين و آنچه راى كه در آن است در شش روز آفريدم .
( 7 ) انبياء ( 21 ) : 8 : آنان راى جسم بىجانى قرار نداديم كه غذا نخورند .
( 8 ) بقره ( 2 ) : 286 : خداوند به هيچ كس جز به اندازهء توان و قدرتش تكليف ندهد .
( 9 ) انبياء ( 21 ) : 22 : اگر در آسمان و زمين خدايانى به جز خداى واحد مىبودند تباه مىگشتند .
( 10 ) زخرف ( 43 ) : 13 : پاك و منزّه است خداوندى كه اين ( مركب ) را مسخّر ما نمود .
( 11 ) ص ( 38 ) : 25 : اى داود ! ما تو راى در روى زمين خليفه قرار داديم .
( 12 ) آل عمران ( 3 ) : 144 : محمّد جز يك پيامبر نيست .
( 13 ) مريم ( 19 ) : 12 : اى يحيى ، كتاب راى با نيرو و قوّت بگير .