تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ
« 1 » با اين اسامى افرادى را صدا زد ، ديدم چهار جوان به سوى ما آمدند . گفتم : اينها كيستند و با تو چه نسبتى دارند ؟ گفت :
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا
« 2 » وقتى نزد او آمدند ، به آنان گفت :
يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ
« 3 » آنان هدايايى به من دادند . او گفت :
وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ
« 4 » زيادتر كردند . پرسيدم : او كيست ؟ گفتند : مادرمان فضّه كنيز حضرت زهرا عليها السّلام است . حدود بيست سال است كه غير از قرآن چيز ديگرى نگفته و سخن ديگرى بر زبان جارى نساخته است . « 5 » ( 1 ) 3 - مالك بن دينار گويد : به هنگام بازگشت از مكّه ، زن ناتوانى را سوار بر مركبى لاغر و نحيف ديدم و مردم او را نصيحت مىكردند كه مواظب باشد سقوط نكند . به وسط بيابان كه رسيديم ، مركبش از راه رفتن بازايستاد ، من او را از اينكه با اين حال به سفر آمده ، نكوهش كردم . وى سرش را به سوى آسمان بلند كرد و گفت : نه در خانه‌ام مرا رها مىكنى و نه مرا به خانه‌ات مىبرى ، به عزّت و شكوهت سوگند ، اگر غير از تو كسى ديگر با من بدين گونه رفتار مىكرد جز به تو شكايتش را نمىكردم . در اين هنگام مردى از صحرا در حالى كه مهار ناقه‌اى را به دست گرفته بود ، از راه رسيد و به او گفت : سوار شو ! وى سوار شد و ناقه برق‌آسا حركت كرد . در كنار خانهء كعبه او را در حال طواف ديدم . وى را قسم داده گفتم تو كيستى ؟ گفت : من شهره دختر مسكه دختر فضّه خادمهء حضرت زهرا عليها السّلام مىباشم . « 6 » براى توضيح بيشتر دربارهء شأن و مقام جناب فضّه به آنچه كه در كتاب « اصول كافى » در فصل مربوط به حضرت امام حسين عليه السّلام آمده مراجعه كنيد كه وى در كربلا با شير صحبت كرد و آنچه كه در تفاسير در ذيل سورهء « هل اتى » آمده كه او به خاطر
هامش
( 1 ) طه ( 20 ) : 12 و 14 : اى موسى همانا من خداى تو هستم . ( 2 ) كهف ( 18 ) : 46 : مال و فرزندان زينت زندگى دنيايند . ( 3 ) قصص ( 28 ) : 26 : اى پدر او را اجير كن ! كه بهترين كسى است كه اجير مىكنى ! او توانمند و درستكار است . ( 4 ) بقره ( 2 ) : 261 : خداوند براى هركس بخواهد دو چندان خواهد كرد . ( 5 ) بحار الانوار ، ج 43 صص 87 - 86 . ( 6 ) بحار الانوار ، ج 43 ص 46 .