و لأيّ الامور تدفن سرّا * بضعة المصطفى و يعفى ثراها
به چه دليل پارهء تن رسول خدا شبانه دفن شد و آثار قبرش محو گرديد ؟
فمضت و هي أعظم الناس و جدا * في فم الدهر غصّة من جواها
او درگذشت و بسان بزرگترين غصّهاى بود كه در دهان روزگار فرو رفت و دل را سوزانيد .
و ثوت لا يرى لها الناس مثوى * أيّ قدس يضمّه مثواها
او آرام گرفت و مردم آرامگاهش را نديدند ، و جايگاه او چه پاكى و قداستى را در برگرفته است ! « 1 » 4 - خطيب بزرگوار سيّد صالح حلّى از شاگردان صاحب كفايه ( 1 )
يا مدرك الثار البدار البدار * شنّ على حرب عداك المغار
اى انتقامگيرنده بشتاب ، بشتاب ! و بر دشمنانت شبيخون زن و يورش بر !
يا صاحب العصر أ ترضى رحى * عصارة الخمر علينا تدار
اى صاحب الزّمان ! آيا مىپسندى سنگ شرابگيرى بر روى ما بچرخد ؟
قد ذهب العدل و ركن الهدى * قد هدّ ، و الجور على الدين جار
دادگرى رفته ، ستون هدايت ويران شده و ستم بر ديانت روا داشته شده است .
أغث رعاك اللّه من ناصر * رعيّة ضاقت عليها القفار
خداوند تو را حفظ كند ، به فرياد مردمى رس و كسانى را يارى كن كه زمين بر آنها تنگ شده است !
تنسى على الدار هجوم العدى * مذ أضرموا الباب بجزل و نار
آيا هجوم دشمنان را بر خانه از ياد بردهاى ، در آن هنگام كه بر در خانه آتش و هيزم برافروختند ؟
و رضّ من فاطمة ضلعها * و حيدر يقاد قسرا جهار
و پهلوى فاطمه را شكسته على را به زور و آشكارا كشاندند ؟
تعدو و تدعو خلف أعدائها * يا قوم خلّوا عن عليّ الفخار
هامش
( 1 ) المجالس السنيّة ، ج 2 صص 137 - 136 .