تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
با دست راست صورتها را پوشاند و هنگامى كه پوشش با دست راست امكان نداشت ، از دست چپ كمك گرفت .
لا تبزغى يا شمس كي لا ترى * زينب حسرى ما عليها خمار
اى خورشيد ! روى دركش و طلوع مكن تا روى زينب كبرى عليها السّلام كه چادر و مقنعه ندارد ، ديده نشود ! « 1 » 5 - اديب هوشمند شيخ صالح كوّاز رحمه اللّه ( 1 )
عقدت بيثرب بيعة قضيت بها * للشرك منه بعد ذاك ديون
در يثرب بيعتى منعقد شد كه پس از آن ، ديون و بدهىهاى شرك از آن ادا شد .
برقيّ منبره رقي في كربلا * صدر و ضرّج بالدماء جبين
با بالا رفتن روى منبر [ مسجد مدينه ] در كربلا بر سينهء حسين عليه السّلام بالا رفته ، و پيشانى حضرتش به خون آغشته شد .
لو لا سقوط جنين فاطمة لما * اوذى لها في كربلا جنين
اگر جنين فاطمه سقط نمىشد ، در كربلا كودكى مورد آزار قرار نمىگرفت .
و بكسر ذاك الضلع رضّت أضلع * في طيّها سرّ الإله مصون
با شكستن آن پهلو ، پهلوهايى لگدمال شد كه در آنها سرّ خداوند نگهدارى مىشد ،
و كذا عليّ قوده بنجاده * فله عليّ بالوثاق قرين
و همچنين با كشاندن على با ريسمانش ، آن عليّ ديگر به زنجير بسته شد .
و كما لفاطم رنّة من خلفه * لبناتها خلف العليل رنين
همان گونه كه فاطمه را آه و ناله‌اى از پشت سر على بود ، دختران او پشت سر بيمار [ كربلا ] آه و ناله‌اى داشتند .
و بزجرها بسياط قنفذ وشّحت * بالطّفّ من زجر لهنّ متون
و با شكنجه شدنش با تازيانهء قنفذ ، صورتهاى زنانى در كربلا كبود شد ،
و بقطعهم تلك الأراكة دونها * قطعت يد في كربلا و وتين
هامش
( 1 ) شعراء الحسين عليه السّلام ، ص 89 ، المراثى و المدائح ، ص 219 ، كه ما به طور خلاصه آن را آورديم .