شده است و باب جبرائيل رو به آن خانه باز مىشود . « 1 »
از جابر بن عبد اللّه انصارى در ضمن حديثى طولانى نقل شده است : خانهء حضرت زهرا به خانهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه براى شخص خود اختصاص داده همسرانش در آنجا زندگى نمىكردند متّصل بود . « 2 »
حديث اخير دلالت مىكند بر اينكه خانهء اختصاصى حضرت رسول متّصل و پيوسته به خانهء حضرت زهرا عليها السّلام بود و اين همان خانهاى است كه رسول خدا در آنجا عبادت پروردگار مىكرده تضرّع و زارى به درگاه او داشته است و در پيوستگى اين دو خانه به يكديگر براى كسى كه خوب بينديشد ، اسرار و رموزى است . اين خانه تا زمان وليد بن عبد الملك بر جا بود تا اينكه وى از شام به مدينه آمده دستور داد تا آن را خراب كنند .
( 1 ) سمهودى در فصل شانزدهم كتاب « وفاء الوفاء » گويد : ابن زباله از عبد العزيز بن محمّد از برخى از اهل علم نقل كرده كه وليد بن عبد الملك به عنوان سفر حج به مكّه آمد و از آنجا به مدينه وارد شد . در بين سخنرانىاش بر منبر رسول خدا متوجّه شد كه حسن بن حسن بن على بن ابى طالب در خانهء فاطمه عليها السّلام نشسته است و در دستش آينهاى گرفته در آن نگاه مىكند . پس از پايان سخنرانى به والى مدينه عمر بن عبد العزيز گفت : ديگر اين خانه را در اينجا نبينم .
از موسى بن جعفر بن ابى كثير روايت شده است كه در وسط سخنرانى وليد بر روى منبر ، پردهء تورى خانه فاطمه عقب رفت و او متوجّه شد كه حسن بن حسن دارد ريش خود را شانه مىزند . از منبر كه پايين آمد ، دستور داد خانهء فاطمه را خراب كنند .
حسن بن حسن و فاطمه دختر حسين عليهما السّلام از خانه بيرون نمىرفتند . وليد بن عبد الملك به آنان پيغام فرستاد : اگر از خانه بيرون نرويد دستور مىدهم بر روى سرتان خراب كنند . آنان از بيرون رفتن خوددارى كردند ، و او هم دستور داد كه خانه را بر سر آنان و فرزندانشان ويران كنند . پايههاى خانه را در حالى كه هنوز خودشان در
هامش
( 1 ) وفاء الوفاء ، ج 2 صص 452 - 450 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 43 ص 56 .