تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
احتياط را از دست مده و در ظاهر تمام مطالبى را كه محمّد آورده ، تصديق كن ! با رعيّت خود درگير مشو و اظهار دلسوزى و دفاع از آنها را بنما ، حلم و بردبارى نشان داده و نسيم عطا و بخشش خود را نسبت به همگان بگستر ! حدود را در بين آنان اقامه كرده به آنان چنين نشان نده كه حقّى از حقوق الهى را واگذار مىكنى ، واجبى را ناقص نگذار و سنّت محمّد را تغيير نده كه نتيجه‌اش آن مىشود كه امّت بر ما مىشورند و تباه مىگردند ، بلكه آنها را از همان محلّ آرامش و امنيّتشان بگير و به دست خودشان آنان را بكش و با شمشير خودشان نابودشان ساز ! با آنان مسامحه و سهل انگارى داشته باش و برخورد نكن ، نرمخو باش و غرامت مگير ! در مجلس خود بر ايشان جاى باز كن و به هنگام نشستن در كنارت احترامشان بگذار ، آنان را به دست رئيس خودشان بكش ، خوش‌رو و بشّاش باش ، خشمت را فرو ده و از آنان بگذر ! در اين صورت دوستت خواهند داشت و از تو اطاعت خواهند كرد . از اينكه على و فرزندانش حسن و حسين بر ما و تو بشورند ، خاطر جمع نيستم ، اگر به همراهى و كمك گروهى از امّت توانستى با آنان پيكار كنى ، انجام ده و به كارهاى كوچك قانع مباش و تصميم به كارهاى بزرگ بگير ! وصيّت و سفارشم را كه به تو كردم ، حفظ كن ، آن را پنهان نموده آشكار مساز ، دستوراتم را امتثال كرده گوش به فرمانم باش ! بر تو مباد كه به فكر مخالفت با من باشى ، راه و روش پيشينيان خود را در پيش گير و انتقام خون آنان را بگير و دنباله‌رو آنها باش ! من تمام رازهاى نهانى و مطالب آشكار خود را به تو گفتم و مطلب را با اين شعر به پايان مىبرم :
معاوى انّ القوم جلّت امورهم * بدعوة من عمّ البريّة بالوترى
اى معاويه ، مردم كارهايشان بزرگ شده و پيشرفت كرده به دعوت آن كس كه به تنهايى تمام جهان را گرفت .
صبوت الى دين لهم فأرابنى * فأبعد بدين قد قصمت به ظهرى
كودكانه و از روى نافهمى به دينشان مايل شدم و مرا به شكّ و ترديد انداخت ، دور باد آن دينى كه پشت خود را به آن شكستم ! ( تا آخر ابيات ) .