تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
( 1 ) 1 - ابن قتيبه گويد : على كرم اللّه وجهه از منزل بيرون رفت و فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر چهارپايى سوار كرده شبانه نزد انصار مىبرد و از آنان درخواست يارى مىكرد ، و آنها مىگفتند : اى دختر رسول خدا ! بيعت ما با اين مرد تمام شده و انجام گرفته و اگر همسر و پسرعمويت زودتر و پيش از أبو بكر نزد ما مىآمد ، ما كسى را جز او نمىپذيرفتيم . على كرم اللّه وجهه مىفرمود : آيا من رسول خدا را در خانه‌اش دفن نكرده همين طور رها نموده به دنبال حكومت و سلطنت او از خانه بيرون مىرفتم ؟ فاطمه عليها السّلام مىفرمود : ابو الحسن همان كارى را كه مناسب او بود انجام داده است و آنان نيز كارى را انجام دادند كه خداوند از آنان بازخواست خواهد كرد و به حسابشان خواهد رسيد . وى گويد : أبو بكر ديد عدّه‌اى از مردم از بيعت با او سرباز زده به نزد على كرم اللّه وجهه رفته‌اند . عمر را به دنبال آنان فرستاد . عمر به در خانهء على عليه السّلام آمده آنان را كه در حضور آن حضرت بودند ، صدا زد . آنان بيرون نيامدند . وى دستور داد هيزم جمع كرده بياورند و گفت : سوگند به آن كس كه جان عمر در دست اوست ، بايد از خانه بيرون آييد و گرنه خانه را بر روى كسانى كه در آن به سر مىبرند ، آتش خواهم زد . به او گفته شد : اى ابو حفص ! در اين خانه فاطمه زندگى مىكند . گفت : باشد ! ياران على از خانه بيرون آمده همگى بيعت كردند ، مگر على كه به زعم خويش