تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
هزار دينار و به روايت ديگران هفتاد هزار دينار بود . « 1 » ( 1 ) از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده است : پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از فتح خيبر فارغ شد ، پرچمى را آماده كرده فرمود : كيست كه اين پرچم را به دست گرفته حقّش را بازستاند ؟ حضرت تصميم گرفته بود كه لشكرى را به باغهاى فدك گسيل دارد . زبير از جاى حركت كرده عرض كرد : من . حضرت فرمود : برو كنار ! سعد از جا حركت كرد و گفت : من . حضرت فرمود : كنار برو ! سپس به على فرمود : يا على ، برخيز و پرچم را بگير ! حضرت پرچم را گرفته به سوى فدك حركت كرد و با ساكنان فدك بدين گونه مصالحه فرمود كه خون آنان را نريخته جانشان را حفظ كند و در مقابل باغهاى فدك ملك خاص و خالص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد . جبرئيل نازل شده گفت : خداوند متعال به تو دستور مىدهد كه حقّ ذى القربى را به او بدهى . حضرت پرسيد : اى جبرئيل ! خويشاوند ( ذى القربى ) من كيست و حقّش چيست ؟ گفت : فاطمه است ، باغهاى فدك را به او ببخش ! و خدا و رسولش را در آنجا سهمى نيست . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه عليها السّلام را طلبيده سند فدك را نوشته به آن حضرت داد . اين همان سندى است كه پس از رحلت آن حضرت ، فاطمه عليها السّلام آن را نزد أبو بكر آورده فرمود : اين سندى است كه رسول خدا براى من و فرزندانم نوشته است . . . . « 2 » از زيد بن على عليه السّلام روايت شده است كه از حضرت حسن بن على عليهما السّلام روايت مىكند كه فرمود : اين وصيّت فاطمه عليها السّلام دختر حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه به راستى وصيّت مىكند براى باغهاى هفتگانه‌اش : عواف ، دلال ، برقه ، مبيت ( ظاهرا همان مثيب است ، همچنان كه در مجمع البحرين قبلا آمد ) ، حسنى ، صافيه ، مال امّ ابراهيم [ و وصيّت مىكند ] به على بن ابى طالب عليه السّلام و در صورت درگذشت آن حضرت به حسن بن على عليهما السّلام ، و به برادرش حسين بن على عليهما السّلام ، و به پسر بزرگتر پس از پسر بزرگتر از اولاد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . بعد من تو را دربارهء خودم وصيّت مىكنم كه پس از رسول خدا محبوبترين جانها نزد من است ، به هنگامى كه فوت كردم ، مرا به دست
هامش
( 1 ) سفينة البحار ، ج 2 صص 351 - 350 . ( 2 ) بحار الانوار ، ج 21 صص 23 - 22 .