حضرت زهرا عليها السّلام حركت كنند و اظهار شادى و سرور نموده رجز بخوانند و تكبير گويند و حمد و سپاس الهى را به جاى آورند و سخنانى را كه مورد رضايت خدا نيست بر زبان جارى نسازند .
جابر گويد : رسول خدا حضرت فاطمه را بر ناقهء خود - و در روايتى بر استر شهباى خود - سوار نمود . سلمان زمام آن را و هفتاد هزار فرشته اطراف آن را گرفتند . خود حضرت رسول و حمزه و عقيل و جعفر « 1 » و ديگر افراد اهل بيت پشت سرش حركت مىكردند ، در حالى كه شمشيرهايشان را از نيام بيرون كشيده بودند و زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيش روى او رجز مىخواندند . امّ سلمه شروع به خواندن اين رجز نمود :
سرن بعون اللّه جاراتى * و اشكرنه فى كلّ حالات
اى بانوان و كنيزان من ! به يارى خدا حركت كنيد و در همه حالات سپاسگزار او باشيد !
و اذكرن ما انعم ربّ العلى * من كشف مكروه و آفات
نعمتى را كه پروردگار و الا ارزانى داشته كه بديها و ناخوشايندها را بر طرف نموده ، يادآور شويد !
فقد هدانا بعد كفر و قد * انعشنا ربّ السّماوات
ما پس از كفرورزى هدايت يافتيم و پروردگار آسمانها به ما نشاط و زندگى بخشيد .
و سرن مع خير نساء الورى * تفدى بعمّات و خالات
با بهترين زنان جهان همراهى كنيد ! عمهها و خالههايش فدايش شوند !
يا بنت من فضّله ذو العلى * بالوحى منه و الرّسالات
اى دختر كسى كه خداوند بلند مرتبه او را با وحى و پيامهايش گرامى داشته است !
هامش
( 1 ) در مقام ترجمه وظيفهء مترجم نقد و بررسى مطالب نيست و امانت در ترجمه ايجاب مىكند هر آنچه كه در متن آمده ، ترجمه شود . خصوصا اگر روايتى از كتابى مشهور و باسابقه باشد . در عين حال ، تذكّر اين مطلب كه ممكن است روايتى هر چند اصل و كلّيّت آن وارد شده باشد امّا راوى به خاطر كمى حافظه و ضبط بدون توجّه به حقايق تاريخى ، چيزهايى را افزوده و ناقلان بعدى نيز تنها به نقل آن روايت اكتفا كردهاند ، لازم است . مثلا در اين روايت جاى اين گفته هست كه در سال اوّل هجرى كه اين ازدواج مقدّس صورت گرفت ، نه جعفر در مدينه بود و نه هنوز عقيل در سلك مسلمانان مدينه بوده است و گرنه در جنگ بدر اسير نمىشد . ( مترجم )