براى جهانيان رحمت هستيد . « 1 »
گفتار حضرت در دعا بر تعجيل وفات
( 1 ) 100 - . . . و مىگفت : خدايا ، از زندگى خسته شدهام ، مرا به پدرم ملحق كن و مرگم را زودتر برسان « 2 » .
گفتار حضرت درباره اشكى كه آتش خشم خداوند را خاموش مىكند .
( 2 ) 101 - گفت : اى ابو الحسن ، من از پدرم شنيدم كه مىفرمود : اشك ، خشم خداوند را خاموش مىكند و قبر باغى از باغهاى بهشت نخواهد بود مگر هنگامى كه بنده از ترس خدا گريه كند و خداوند عزيز جبّار مىداند كه من با اين اشكها از خوف خدا مىگريم .
حضرت على گريست ، فاطمه از اشكهاى آن حضرت گرفته و بر چهرهء خود كشيده گفت : اى ابو الحسن اگر غمگينى در بين امّت گريه كند خداوند آن امّت را مورد بخشايش خود قرار مىدهد . پسر عمويم ، تو غمگين و محزونى و من اشك چشم تو را به صورت مىكشم تا مشمول رحمت خدا شوم . « 3 »
گفتار و وصيت آن حضرت عليها السّلام
( 3 ) 102 - در ضمن گفتارى طولانى . . . آنگاه روپوش از صورت حضرت به يك سو زد و نوشتهاى را بالاى سر حضرت ديد ؛ در آن نگريست ، ديد چنين نوشته شده است :
هامش
( 1 ) الكوكب الدرى ، ص 252 ، قم .
( 2 ) الكوكب الدرى ، ص 241 ، قم .
( 3 ) الكوكب الدرى .