گفتار آن حضرت در ترجيح دادن شوهر بر خود و فرزندانش
( 1 ) 97 - فرمود : سوگند به آن كسى كه پدرم را به پيامبرى و تو را به جانشينى گرامى داشت ، صبحگاهان هيچ غذايى نداشتيم و دو روز است كه غذايى نبوده كه بخوريم مگر همان چيزى كه تو را بر خود و اين دو فرزندانم حسن و حسين ترجيح داده و براى شما آورديم . « 1 »
گفتار آن حضرت در فضيلت دعا
( 2 ) 98 - عدهاى از زنان بنى هاشم نزد حضرت آمده و مرتّب از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ياد مىكردند ، حضرت فرمود : اين شمارشها را كنار گذاشته و مشغول دعا شويد . « 2 »
گفتار حضرت به هنگام بخشش پيراهن نو در شب عروسى
( 3 ) 99 - حضرت على عليه السّلام از آن حضرت به هنگام رحلتش پرسيد در اين دستمال بسته چيست ؟ آن را گشود ديد پارچهاى ابريشمى و سبز است و در آن پارچه كاغذ سفيدى است كه بر روى آن چيزهايى نوشته شده و نور از آن مىدرخشد ، فرمود : اى ابو الحسن ، هنگامى كه پدرم مرا به همسرى تو درآورد در شب عروسى دو پيراهن داشتم يكى نو و ديگرى كهنه و وصلهدار . سر نماز بودم كه كسى در زد و سائلى از پشت در مىگفت : اى خاندان نبوّت و معدن خير و جوانمردى ، مردم عادت دارند كه براى خوردن به منازل عروسى بروند چون براى عموم مردم غذا آماده است ، اگر شما پيراهن كهنهاى داريد من نيازمند آن مىباشم زيرا مردى فقيرم ، اى خاندان حضرت محمّد ، فقير شما برهنه است ، من پيراهن نو خود را برداشته و به او دادم و لباس كهنه را پوشيدم . صبح كه با لباس كهنه در حضور تو بودم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر من وارد شد .
فرمود : دخترم مگر تو لباس نو نداشتى ، چرا آن را نپوشيدى ؟ گفتم : اى پدر آن را به سائلى صدقه دادم . فرمود : بسيار كار خوبى كردى ، اگر به خاطر شوهرت لباس نو را
هامش
( 1 ) بحار الانوار ج 43 ص 59 .
( 2 ) بحار الانوار ج 22 ص 522 .