حجّتم پوشيده نخواهد ماند و دوستانم هرگز به زحمت نخواهند افتاد . آگاه باش ! هر كس منكر يكى از آنان شود ، مانند آن است كه نعمتم را انكار كرده باشد و هر كس يك آيه از كتابم را تغيير دهد ، بر من تهمت و افترا بسته است .
واى بر افترازنندگان منكر به هنگام سپرى شدن دوران بندهام و حبيب و برگزيدهام موسى ! [ آگاه باشيد ! ] كسى كه هشتمين نفر را تكذيب كند ، همهء اولياى مرا تكذيب كرده است . على ، ولىّ و ناصر من و كسى است كه زحمتهاى پيامبرى بر دوش او گذارده شده است و با تحمّل بار سنگين آن او را آزمودهام . وى راديوى خودخواه و مستكبر خواهد كشت و در شهرى كه ذو القرنين - اين بندهء شايسته - آن را ساخته است ، در كنار بدترين مخلوقم دفن خواهد شد . اين گفتار حتمى است كه ديدگانش را به محمّد پسرش و جانشين پس از او روشن خواهم ساخت . او وارث علم و معدن حكمت و جايگاه راز نهانى و حجّت من بر آفريدگانم است . بهشت را جايگاهش قرار داده شفاعتش را دربارهء هفتاد نفر از افراد خانوادهاش كه همگى مستوجب آتش جهنّم باشند مىپذيرم ، و پسرش على كه ولى و ناصر و شاهد و گواه من در بين مخلوقاتم و امين بر وحىام مىباشد دوران او را با سعادت و نيكبختى ختم مىكنم و از او دعوتكننده به را هم و نگهبان دانشم ، حسن را بيرون مىآورم ، و بعد اين دوران را به پسرش [ م ح م د ] تكميل مىكنم كه رحمت براى جهانيان است ، كمال موسى و روشنايى عيسى و پايدارى ايّوب بر اوست ، به زودى دوستانم در دوران « 1 » او خوار گردند و سرهايشان همچون سرهاى ترك و ديلم به هديه فرستاده شود ، آنان كشته و سوزانيده مىشوند و پيوسته در حال ترس و رعب و اضطرابند ، زمين از خونشان رنگين و فرياد و آه و ناله در بين زنانشان گسترش يابد ، آنان دوستان راستين من مىباشند ، هر گونه آشوب كور و تاريك را به وسيلهء آنان دفع كنم و تزلزلات و دگرگونيها را به وسيلهء آنان بر طرف سازم و سختيها و زنجيرها را توسّط آنان بگسلم .
هامش
( 1 ) منظور در دوران غيبت حضرتش است . چرا كه دوران امامت حضرت از زمان رحلت پدرش امام حسن عسكرى عليه السّلام تا آخر زمان حكومت جهانى وى مىباشد و در خصوص ايّام ظهور حضرت ، مؤمنان در كمال عزّت و سربلندى به سر مىبرند .