على عليهم السّلام روايت شده كه مىفرمايد : مادرم فاطمه عليها السّلام به من فرمود : هنگامى كه تو را به دنيا آوردم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر من وارد شد . من تو را در پارچهاى زرد رنگ پيچيده به دست حضرت دادم . حضرت پارچه را به سويى افكنده پارچهء سفيدى گرفت و تو را با آن پوشاند ، در گوش راستت اذان و در گوش چپت اقامه گفت و سپس فرمود :
اى فاطمه او را بگير ! او پدر امامان است ، نه نفر از فرزندان او امامان نيكوكارند و نهمين آنان ، مهدى ايشان است .
( 1 ) 52 - سعد ساعدى از پدرش روايت كرده كه گويد : از حضرت فاطمه عليها السّلام دربارهء امامان پرسيدم . فرمود : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود : امامان پس از من به تعداد نقباى بنى اسرائيل مىباشند .
علّت عدم اقدام على عليه السّلام در بازگرفتن حقّ خويش
( 2 ) 53 - محمود بن لبيد در ضمن گفتارى طولانى گويد : عرض كردم : اى بانوى من ، چه شد كه على عليه السّلام نسبت به حقّ خود سكوت كرد و اقدامى ننمود ؟
فرمود : اى ابو عمر ، همانا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : امام ( يا على ) چون كعبه است ، به سوى او مىروند و او به سوى كسى نمىرود .
به اين خبر مراجعه كرده و به دقّت مطالعه نماييد كه خواستهء شما در اين حديث است .
آرى ، اين فاطمهء زهرا عليها السّلام است كه دخترش حضرت زينب ، و ابو ذر و سهل بن سعد انصارى و جابر بن عبد اللّه انصارى و حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام و عباس بن سعد ساعدى از آن حضرت روايت مىكنند . « 1 »
حديث لوح
( 3 ) 54 - ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت نموده است كه حضرت فرمود : پدرم امام باقر عليه السّلام به جابر بن عبد اللّه انصارى فرمود : من با تو كارى دارم چه وقت مناسب
هامش
( 1 ) احاديث پنجگانهء اين بخش را در كتاب كفاية الاثر ، صص 200 - 193 مطالعه كنيد .