درود و رحمت پروردگارشان بر ايشان باد ! و آنان همان راه يافتگانند . « 1 »
( 1 ) 55 - جابر جعفى از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام از قول جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كند : بر بانويم حضرت فاطمه عليها السّلام وارد شدم ، در پيش روى حضرت لوحى وجود داشت كه از روشنايىاش ديدهها خيره مىشد ، در آن لوح دوازده اسم وجود داشت كه سهتاى آنها ظاهر و سه تا در باطن ، سه اسم در آخر و سه اسم در كنارش بود . آنها را شمردم ، دوازده اسم بود . پرسيدم اينها نامهاى كيانند ؟ فرمود : اينها نامهاى اوصيا مىباشد ، اولشان پسر عمويم مىباشد و يازده نفر از فرزندانم و آخرينشان ، قائم [ صلوات اللّه عليهم أجمعين ] مىباشد . جابر گويد : در سه جاى آن نام « محمّد » و در چهار جايش نام « على » را ديدم . « 2 »
حديث كساء
( 2 ) 56 - شيخ عبد اللّه بحرانى صاحب كتاب « العوالم » گويد : به خطّ استاد بزرگوار سيّد هاشم بحرانى ديدم كه از استاد بزرگوارش سيّد ماجد بحرانى ، از شيخ حسن بن زين الدّين شهيد ثانى ، از استادش مقدّس اردبيلى ، از استادش على بن عبد العالى كركى ، از شيخ على بن هلال جزائرى ، از شيخ احمد بن فهد حلّى ، از شيخ على بن خازن حائرى ، از شيخ ضياء الدّين على فرزند شهيد اوّل ، از پدرش ، از فخر المحقّقين ، از استاد و پدرش علّامه حلّى ، از استاد پژوهشگرش ابن نما حلّى ، از استادش محمّد بن ادريس حلّى ، از ابن حمزه طوسى صاحب كتاب « ثاقب المناقب » ، از استاد بزرگوارش محمّد بن شهر آشوب ، از طبرسى صاحب كتاب « احتجاج » ، از استاد بزرگوارش حسن بن محمّد بن حسن طوسى ، از پدرش شيخ الطائفة الحقّة از استادش شيخ مفيد ، از استادش ابن قولويه قمى ، از استادش كلينى ، از على بن ابراهيم ، از پدرش ابراهيم بن هاشم ، از احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى ، از قاسم بن يحيى جلاء كوفى ، از ابو بصير ، از ابان بن تغلب ، از جابر بن يزيد جعفى ، از جابر بن عبد اللّه
هامش
( 1 ) كمال الدّين و تمام النّعمة ، صص 311 - 308 ، چاپ آخوندى .
( 2 ) همان مدرك ، ص 311 .