خشمگين ساخته است ؟ » و در عبارتى ديگر چنين آمده است : فاطمه ، پارهء تن من است ؛ هر آنچه كه او را بيازارد ، مرا مىآزارد ، و هر چه كه او را به خشم درآورد ، مرا خشمگين مىسازد . « 1 »
لازم به يادآورى است كه در فصل مربوط به فضايل مشترك آن حضرت ، و در ذيل عنوان « اشتراك آن حضرت با ديگر افراد اهل البيت در جنگ و صلح » در اين باره به بحث و بررسى پرداختهايم .
( 1 ) علامه سيّد عبد الرزّاق مقرّم پس از نقل آيهء تطهير كه بر عصمت آن حضرت دلالت مىكند ، گويد :
اگر از برهانها و دلايل علمى خود در اين باره صرف نظر كنيم ، هر چه را كه از ياد بريم ، اين مطلب را نمىتوانيم فراموش كنيم كه آن حضرت از نور پيامبر - كه خود از شعاع انوار الهى گرفته شده - مشتقّ گرديده است . بنابراين ، او بقيّه و دنبالهاى از حقيقت محمّدى است كه از عنصر پاكى و طهارت ساخته شده است . . . و در اين صورت محال است كه گناه و معصيت در كارهاى او راه پيدا كند و يا لكّهء ننگى بر دامنش بنشيند . از اين رو ، از شنيدن نغمههاى ناموزون و فريادهاى نارسايى كه از روى هوى و هوس و خواستههاى پست مادى برخاسته ، نبايد ترسيد و به اين سخن كه گفتهاند عصمت و معصوم بودن ديگر افراد كه با آن حضرت در زير كساء بوده مشمول آيهء تطهير شدند به خاطر مقام رسالت و امامتشان بوده و حضرت زهرا داراى هيچ يك از آن دو مقام نبوده ، اعتنايى نبايد كرد . زيرا ما لزوم عصمت را در آن بزرگواران به خاطر تبليغ رسالت و بيان احكام الهى نمىدانيم تا با نبودن چنان مسئوليّتى در حضرت زهرا ، دليل عصمت آن حضرت مخدوش شود ، بلكه با توجّه به نصّ كتاب عزيز و صراحت قرآن مجيد ، آنان به خاطر اقتضاى طبيعت خود معصوم بوده و از نور الهى جدا گشتهاند و كسى كه از نور الهى مشتق شده باشد ، ديگر محال است مرتكب گناه و عصيانى شود و يا به چيزى آلوده گردد كه مناسبت با آن مقام نورى رفيع نداشته باشد .
هامش
( 1 ) الغدير ، ج 7 ص 231 .