گروهى را شامل مىشود كه فاطمه عليها السّلام نيز از آن گروه است و اراده در اينجا دلالت مىكند بر اينكه فعل اراده شده ، واقع گرديده است .
و همچنين دلالت مىكند بر اين مطلب ، فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود :
فاطمة بضعة منّى ، من آذاها فقد آذانى ، و من آذانى فقد آذى اللّه عزّ و جلّ . « 1 »
اين فرمايش رسول خدا بر عصمت آن حضرت دلالت مىكند ، زيرا آزردن كسى كه گناهكار است ، موجب اذيّت و آزار رسول خدا نخواهد بود ، بلكه در مواردى كه گنهكار مستوجب حدّ و تعزير باشد ، اجراى حد موجب خشنودى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد . « 2 »
( 1 ) 2 - علامه امينى أعلى اللّه مقامه گويد : توان آن را نداريم كه از خليفه دربارهء آنچه كه دربارهء حضرت فاطمه عليها السّلام گفت ، دفاع كنيم . وى ، بنابر آنچه كه ابن كثير نقل كرده ، دربارهء حضرت زهرا گفته است :
به فاطمه كه زنى از جنس بشر است و عصمت او واجب نيست ، حالت خشم و غضب دست داده است و با أبو بكر تا هنگام فوتش صحبت نكرد . « 3 »
و نيز وى گويد : او زنى است از دختران حضرت آدم ، همچون زنان ديگر ناراحت و غمگين مىشود و عصمت او واجب نيست . . . « 4 »
ياوهگويى و گزافهسرايى تا كجا مىرسد ؟ ! تا جايى كه در مقابل فرمايش خداوند متعال و نزول آيهء تطهير در شأن آن حضرت و پدر و شوهر و فرزند گرامىاش ، مىايستد و فاطمه را همچون ديگر زنان به شمار مىآورد ؟ ما چگونه مىتوانيم اين سخن را دربارهء آن حضرت بپذيريم با اينكه فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در پيش روى داريم : « فاطمه ، پارهء تن من است . هر كس او را به خشم درآورد ، مرا
هامش
( 1 ) فاطمه ، پارهء تن من است ؛ هر كس او را بيازارد ، مرا آزرده است ، و هركس مرا بيازارد ، خداوند عزّ و جلّ را آزرده است .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ، ج 16 ص 272 .
( 3 ) ابن كثير ، تاريخ ، ج 5 ص 249 .
( 4 ) همان مدرك ، ص 289 .