دربارهء على عليه السّلام پرسيد . گفت : بهترين شوهر است . « 1 »
( 1 ) 6 - حسن بصرى گويد : در اين امّت كسى بيش از فاطمه بندگى خداى متعال را نكرده و عابدتر از او وجود ندارد . او آن قدر در نماز ايستاد كه پاهايش ورم كرد . « 2 »
( 2 ) 7 - در ضمن حديثى طولانى كه از رسول خدا وارد شده ، آمده است : امّا دخترم فاطمه عليها السّلام ، او بانوى زنان جهانيان از اوّلين و آخرين است ، او پارهء تن من ، نور چشم من ، ميوهء دلم ، و همان روح من است كه در كالبدم قرار دارد . او حوريّهاى انسانگون است . هرگاه كه در محراب عبادتش در پيشگاه پروردگارش مىايستد ، نور او براى فرشتگان آسمان مىدرخشد ، همان گونه كه نور ستارگان براى ساكنان زمين درخشش دارد . خداوند به فرشتگانش مىفرمايد : اى فرشتگان من ، نگاه كنيد به كنيز من فاطمه كه بانوى كنيزان من است و در پيشگاه من به عبادت ايستاده ، رگ و پيوندش از ترس مقام من مىلرزد ! او با دلش به بندگى و عبادت من روى آورده است . من شما را گواه مىگيرم كه شيعيان و پيروان او را از آتش در امان قرار دهم . « 3 »
3 - تسبيح حضرت زهرا عليها السّلام و علّت تشريع آن
( 3 ) حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دخترش فاطمه عليها السّلام اذكار و تسبيحاتى آموخت كه پس از هر نماز و به هنگام خوابيدن آنها را بگويد كه مشهور به تسبيح حضرت فاطمه عليها السّلام است .
علّامه مجلسى رحمه اللّه گويد : علّت تشريع اين تسبيح به طورى كه اماميّه و ديگران روايت كردهاند ، آن بود كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : هنگامى كه من سختى و زحمت شديد فاطمه عليها السّلام را در كارهاى خانه ديدم و از آن طرف خبردار شدم كه براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اسيرانى به عنوان غنيمت جنگى آوردهاند ، به فاطمه عليها السّلام گفتم : چرا نمىروى نزد پدرت و از او درخواست خدمتگزار نمىكنى تا در كارهاى خانه به تو كمك كند و قدرى از زحمت و رنج تو كاسته شود ؟ او نزد حضرت رفت ولى
هامش
( 1 ) همان مدرك ، ص 356 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 43 ص 84 .
( 3 ) شيخ صدوق ، امالى ، مجلس 24 ص 100 .