آرى :
حسدوا الفتى اذ لم ينالوا فضله * فالنّاس اعداء له و خصوم
چون به فضيلت او دست نيافتند نسبت به آن جوانمرد حسادت ورزيدند ، از اين رو ، مردم دشمن و مخالف او شدند .
كضرائر الحسناء قلن لوجهها * حسدا و بغضا انّه لدميم
مانند هووهاى زن زيبا كه از روى حسادت و كينه نسبت زشتى و نازيبايى به چهرهء او مىدهند .
آيا وجدان آزاد شما ياوههاى آن مرد [ اميل درمنگام ] را دربارهء على مىپسندد و على آن انسان شجاع ، بىباك ، دلاور ، پرتوان و يكّهتاز ميدانهاى جنگ و آن كس كه از نخستين روز پذيرش اسلام در هر مشكل و پيشامدى همواره غبار غم و اندوه را از رخسار رسول خدا مىزدود و سرانجام در بستر حضرت خوابيد ، و جان خود را در راه حضرتش در طبق اخلاص نهاد ، سزاوار چنين ياوهگويىهايى است ؟ ! آيا على همان يكتا مجاهدى نبود كه اين آيه در شأن او نازل شد :
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
« 1 » و نيز اين آيهء شريف كه مىفرمايد :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
« 2 » آن حضرت كى و كجا از سركوبى معاندان و دفاع از حريم مقدس اسلام كوتاهى كرده تا بتوان او را به سستى و ترديد نسبت داد ، و نسبت به چه كارى ترديد و شك در او به وجود آمده است ؟ ! آيا جز اين است كه سخن باطل را مرز و نهايتى نيست . آيا مىتوان دربارهء امير المؤمنين آن رفتار ناپسند را نسبت به همسر پاكش تصوّر كرد ، در صورتى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او فرموده است : تو در خلقت و اخلاق شبيه منى و تو
هامش
( 1 ) توبه ( 9 ) : 19 : آيا مقام سقايت و آب دادن به حاجيان و ساختن مسجد الحرام را مانند مقام كسى قرار دادهايد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده در راه خدا جهاد مىكند .
( 2 ) بقره ( 2 ) : 207 : برخى از مردم جان خود را به خاطر خشنودى خدا فدا مىكنند .
نيز مراجعه كنيد به كتاب « الغدير » ، چاپ دوم صص 47 و 53 .