از همان شجرهاى هستى كه من از آنم . « 1 »
اگر او چنان خلق و رفتارى داشت ، پس چگونه پيامبر اكرم او را برترين ، بردبارترين و خوشاخلاقترين افراد امّت خود مىداند و دربارهء او مىفرمايد : على بهترين فرد ، داناترين و بردبارترين افراد امّت من است ؟ « 2 » و چگونه به فاطمه مىفرمود : من تو را به همسرى پيشگامترين افراد امّتم در اسلام ، بلندمرتبهترين مردم در دانش و والاترين آنان در حلم درآوردم . « 3 » و چگونه در جاى ديگر به آن بانوى بزرگوار فرموده است : تو را به همسرى سابقهدارترين افراد در اسلام و خوشاخلاقترين آنان درآوردم . « 4 »
تمام اين فرمودهها را در شرايطى به او گفته است كه رفتار و كردار او در ديدگاه حضرتش بود . آرى ، دجّال صفتان تهمت مىزنند ؛ على به همان گونه بود كه رسول صادق و امين خبر داده بود .
آيا تهمتهاى اين مرد را عقل شما مىپذيرد كه على ، فاطمه را كه پارهء تن حضرت رسول است ، كتك بزند . على همان انسان پيرو رسول خداست كه قدم جاى قدم پيامبر گذاشت و گوش او از آهنگ و صداى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پر بود كه به فاطمه مىفرمود : خداوند به خاطر خشم تو به خشم مىآيد و با خشنودى تو خشنود مىشود . « 5 »
( 1 ) و فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حالى كه دست حضرت فاطمه عليها السّلام را گرفته بود و مىفرمود : هر كس اين را مىشناسد كه شناخته است و هركس او را نمىشناسد ،
هامش
( 1 ) خطيب ، تاريخ بغداد ج 11 ص 171 .
( 2 ) طبرى ، خطيب ، دولابى ، چنان كه در كنز العمّال ج 6 صص 153 ، 392 و 398 آمده است .
( 3 ) احمد حنبل ، مسند ج 5 ص 26 ، الرياض النضره ج 2 ص 194 ، ذخائر العقبى ص 78 و مجمع الزوائد ج 9 صص 101 و 114 حديث را صحيح و رجالش را موثّق دانستهاند .
( 4 ) ابو الخير حاكمى آن را نقل كرده چنان كه در الرياض النضره ج 2 ص 182 آمده است .
( 5 ) « مستدرك حاكم » ج 3 ص 154 ، آن را حديثى صحيح دانسته است ، « ذخائر العقبى » ص 39 ، « تذكرة السبط » ص 175 ، « مقتل خوارزمى » ج 1 ص 52 ، كفاية الطالب ص 219 ، « شرح المواهب » تأليف زرقانى ج 3 ص 202 ، « كنوز الدقائق » تأليف مناوى ص 30 ، « اخبار الدّول » تأليف قرمانى در حاشيهء كامل ج 1 ص 185 ، « كنز العمّال » ج 7 ص 111 از حاكم و ابن نجار ، « تهذيب التهذيب » ج 12 ص 443 ، « الاصابة » ج 4 ص 378 ، « الصواعق » ص 105 ، « الاسعاف » ص 171 از طبرانى و « ينابيع المودة » ص 173 .