تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
بداند كه او پارهء تن و قلب و روح من است ، همان روحى كه بين دو پهلويم قرار دارد ، هر كه او را بيازارد ، مرا آزرده است . « 1 » و فرمايش آن حضرت : فاطمه پارهء تن من است ، هر آنچه او را ناراحت كند ، مرا ناراحت مىكند و هر كه به او آزار برساند ، به من آزار رسانده است . « 2 » و فرمايش آن حضرت : فاطمه پارهء تن من است ، هر كس او را به خشم درآورد مرا به خشم آورده است . « 3 » و فرمايش آن حضرت : فاطمه پارهء تن من است ، هر آنچه كه او را دربرگيرد و تحت فشار قرار دهد ، مرا در بر گرفته تحت زحمت و فشار قرار داده است ، و هرچه موجب گشايش او باشد ، موجب گشايش من است . « 4 » آيا اين ستايش رسول خدا نسبت به امير المؤمنين كه از پيشگامى او در اسلام سخن به ميان آورد ، اندك است تا جوياى فلسفه‌اش باشيم و بگوييم رسول خدا به خاطر خشنودى دخترش آن را گفته است ؟ و اگر واقعا ذكر اين فضيلت تنها براى خشنودى فاطمه بوده و ارزش ديگرى نداشته مىبايست رسول خدا فقط به گفتن آن به دخترش اكتفا مىكرد و در جاى ديگر سخن از آن به ميان نمىآورد ؛ با اينكه مىبينيم در جاهاى مختلف از اين فضيلت سخن به ميان آورده است ، گاهى در جمع صحابه دست على را گرفته مىگويد : اين نخستين كسى است كه به من ايمان آورده و نخستين كسى است كه در روز قيامت با من مصافحه خواهد كرد . و در جاى ديگر اصحابش را مورد خطاب قرار داده مىفرمايد : نخستين كسى كه بر سر حوض كوثر بر من وارد مىشود ، نخستين كسى است كه اسلام آورده ، و او على بن ابى طالب است . چگونه مىتوان گفت اين علّت ساختگى براى ذكر فضيلت پيشگامى على در اسلام ( خشنود كردن فاطمه عليها السّلام ) بر تمامى صحابه و تابعان و پيروان نيكوكارشان
هامش
( 1 ) فصول المهمة ص 150 ، نزهة المجالس ج 2 ص 228 ، نور الابصار ص 45 . ( 2 ) صحيح بخارى ، مسلم و ترمذى ، مسند احمد ج 4 ص 328 ، خصائص نسائى ص 35 و الاصابه ج 4 ص 378 . ( 3 ) صحيح بخارى و خصائص نسائى ص 35 . ( 4 ) مسند احمد ج 4 صص 323 و 332 ، الصواعق ص 112 .