ديات ) در آن بوده است .
ابن منظور در « لسان العرب » مىنويسد : مصحف و مصحف ، چيزى است كه صحيفههاى نوشته شده بين دو جلد را در يك جا جمع كند كه گويا صحّافى شده است ، كسره و فتحه در آن نيز لغتى است .
ازهرى گويد : از آن جهت به مصحف ، « مصحف » گفته شد كه صحّافى شده است ، زيرا مجموعهاى از صحيفههاى نوشته شده در يك جلد ، گردآورى شده است .
فرّاء گويد : مصحف و مصحف گفته مىشود همان گونه كه مطرف و مطرف گفته مىشود .
5 - زهرا عليها السّلام
( 1 ) 1 - در حديثى طولانى از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده است : پس از آفرينش . . .
خاورها و باخترها تاريك شد و ملائكه به خداوند شكايت كردند : خداوندا ! اين تاريكى را از بين ببر ! خداوند به كلمهاى تكلّم فرمود ، و روحى را از آن آفريد ، سپس كلمهاى ديگر فرمود و از آن كلمه ، نور را آفريد ، آن نور را به آن روح اضافه كرد و آن را در جايگاه عرش گذارد . بدين ترتيب مشارق و مغارب درخشان شد و آن فاطمه زهرا عليها السّلام بود و به همين جهت آن حضرت را « زهرا » ناميدند ، زيرا آسمانها از نور او روشن شدند . « 1 »
( 2 ) 2 - از سلمان فارسى نقل شده كه گفت : روزى در خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مسجد نشسته بودم كه عبّاس بن عبد المطلب وارد شد و سلام كرد . حضرت پاسخ سلام او را داده به او خوشامد گفت . عبّاس عرض كرد : يا رسول اللّه ! چگونه على بن ابى طالب بر ما [ ديگر ] افراد اهل بيت فضيلت و برترى دارد با اينكه همه از يك معدن و يك اصل مىباشيم ؟ حضرت فرمود : اى عمو ! اكنون كه پرسيدى ، علّتش را به تو مىگويم . همانا خداوند من و على را هنگامى آفريد كه نه آسمان بود و نه زمين ، نه بهشت بود و نه آتش ( جهنّم ) ، نه لوح و نه قلم ، هنگامى كه خداوند آغاز آفرينش ما
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ج 40 ص 44 .