تبارك و تعالى پيش از آفرينش موجودات به آنها علم داشت و مىدانست كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بين قبايل مختلف ازدواج خواهد كرد و آنان در وراثت اين مقام طمع خواهند كرد . از اين رو ، پس از آنكه فاطمه زاده شد ، او را به خاطر فرزندانى كه از او متولّد مىشوند ، فاطمه ناميد و اين منصب را در بين آنان قرار داد و با اين برنامه آنان را از آنچه كه در آن طمع كرده بودند ، محروم ساخت و بدين جهت فاطمه را « فاطمه » ناميد كه طمع آنان را از وراثت در اين امر قطع كند و معناى « فطمت » « قطعت » است .
مرحوم مجلسى در ذيل اين حديث جملهء « فرقا بينه و بين الاسماء » را چنين معنى مىكند كه شايد راوى مىپنداشته است كه هيچ كس قبلا به اين اسم ناميده نشده بود و بنابراين ، به اين اسم ناميده شد تا هيچ يك از زنان گذشته همنام او نبوده در اين امر با او شركت نداشته باشند . ولى حضرت به او فرمود : نه ، اين هم يكى از نامهاست و قبلا نيز زنانى به آن نام بودهاند . « 1 »
( 1 ) 3 - حضرت صادق عليه السّلام در ذيل آيه شريفه :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
فرمود : مقصود از « ليلة » فاطمه و مقصود از « قدر » خداوند است . هر كس « فاطمه » را بدان گونه كه سزاوار و شايان معرفت است ، بشناسد « ليلة القدر » را درك كرده است و از آن جهت فاطمه ، « فاطمه » ناميده شده كه مردم از شناخت او بريده و دور نگه داشته شدهاند . « 2 »
( 2 ) 4 - پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به « فاطمه » عليها السّلام فرمود : اى فاطمه ! خداوند براى تو نامى از نامهاى خود را مشتق كرد . او « فاطر » است و تو « فاطمه » هستى . « 3 »
( 3 ) 5 - على عليه السّلام فرمود : از آن جهت فاطمه ، « فاطمه » ناميده شد كه خداوند دوستداران او را از آتش جهنّم به دور نگه داشته است . « 4 »
( 4 ) 6 - پيامبر بزرگوار اسلام فرمود : از آن جهت دخترم « فاطمه » ناميده شد كه خداوند
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ج 43 ص 13 .
( 2 ) همان مدرك ص 65 .
( 3 ) بحار الأنوار ج 43 ص 15 .
( 4 ) همان مدرك ص 16 .