تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
( 1 ) در اين باره مىگوئيم : معجزه يا در بيننده اثر مىگذارد ، يا در ديده شده . تصرّف در بيننده به اينست كه او را از ديدن چيزى كه در جلو اوست ناتوان كند و مكان را نهى از امام ببيند ، با اينكه امام - عليه السلام - روبروى او باشد . پس اگر طبق مصلحت و هدفى الهى ، راه منحصر به اين باشد كه شخصى حضرت را ببيند و شخص ديگرى نبيند ، در اين صورت كسى كه مىبيند ، ديدنش عادى است و آن كس كه نمىبيند ، ديدگانش بواسطهء معجزه در حجاب فرو رفته است . و تصرّف در حواس ديگر ، همچون شنوايى و لامسه نيز همين گونه است . گاهى مىشود كه فقط برخى از حواس ناتوان از ادراك مىشوند ، گوش صداى حضرت مهدى - عليه السلام - را مىشنود ولى چشم او را نمىبيند . « 11 » . تفاوت دو نظريّهء اساسى در مورد اعجاز الهى در اين است كه نظريّهء اوّل اعجاز را هميشگى و نسبت به همه كس در طول دورا غيبت كبرى مىداند و لذا براى ديدار و مقابله با آن حضرت بايستى اين حالت عمومى اعجاز استثناء بخورد . در صورتى كه طبق نظريّهء دوم آنچه طبيعى و عادى است ، آشكار بودن جسم و بدن حضرت مىباشد و پنهان شدن جسم يك امر استثنايى است كه فقط بهنگام منحصر شدن راه حفظ امام مهدى - عليه السلام - به اين طريق از اختفا ، روى مىدهد . ( 2 ) و امّا تصرّف معجزه در ديده شده و چيزى كه قابل ديدار است ، واضحترين راهش اينست كه معجزه ميان رسيدن صورت نورى ( تصوير ) صادره از جسم حضرت مهدى - عليه السلام - يا امواج صوتى او و غير اينها از آنچه كه حواس خمسه دريافت مىكنند حائل شود و نگذارد كه به بيننده يا شنونده برسند . بدين ترتيب اين شخص از ادراك واقعيّتى كه پيش روى او نهاده شده است عاجز مىشود . غير از اين نحوه اعجاز ، راههاى بسيار ديگرى نيز هست كه نيازمند بحث فلسفى و فيزيكى طولانى است و براى پرهيز از تطويل بهتر است از آنها صرف نظر كنيم .
هامش
( 11 ) بحار الانوار ( كمپانى ) 13 / 146 ؛ طبع جديد 52 / 167 .