- با آوردن حرف « لام » كه براى تعليل است ، و با انحصارى كه از واقع شدن حرف استثناء « الا » بعد از جملهء نفى مىفهميم كه فرمود :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
- عبادت معرّفى شده است .
( 1 ) بنابراين تنها هدف منحصر به فرد كه جز آن ديگر هدفى در آفرينش نيست ، همان عبادت و پرستش خداوند است . براى رسيدن به اين هدف ، از همان آغاز آفرينش برنامهريزى ويژهاى شده است و تا وقتى كه انسان در روى زمين باشد آن برنامه براى او هست . و مقصود ما از اين كه گفتيم : « خداوند در آفرينش انسان مصلحت خود را در نظر نگرفته ، زيرا او بىنياز از انسان است ، بلكه مصلحت بشر را در نظر گرفته است » همين است كه خداوند جز كمال و رشد و مصلحت انسان ، كه فقط از راه عبادت خالصانه خدا برايش حاصل مىشود ، نظرى نداشته است .
( 2 )
نكته سوم : لزوم ايجاد زمينههاى عبادت
چون هدف از آفرينش عبادت خدا است ، هر آنچه را كه براى رسيدن به اين هدف لازم است ، خداوند بايد ايجاد كند ، و هر چه را كه بازدارنده و مانع است ، بايد بر طرف سازد ؛ زيرا حكمت بالغه الهى وقتى به چيزى تعلق گرفت ديگر تخلفناپذير است ، اگر اراده تعلق گرفته باشد كه فورا انجام گيرد ، بدون فاصله انجام مىگيرد ؛ و اگر خدا خواسته باشد كه در زمانى معين و مخصوص و بعد از مدتها انجام گيرد ، در اين صورت براى انجام گرفتن آن برنامهريزى كرده و مقدماتش را فراهم مىسازد .
در رسالهء مخصوص مفهوم اسلامى معجزه نگاشتهايم كه هرگاه خداوند اراده كند كه چيزى را انجام بدهد و در آن هدفى داشته باشد ، آن هدف بايد جامهء عمل به خود بپوشد ، اگر چه براى رسيدن به آن خرق عادت شود و معجزهاى انجام گيرد ؛ زيرا قوانين طبيعت را خداوند بدان جهت وضع كرده است كه اهداف خود را از آن طريق به تحقق برساند . حال اگر اين قوانين طبيعت ، مزاحم اراده و اهداف الهى باشد ، آنها را نقض كرده و قوانين را از بين مىبرد ، و قوانين طبيعت نمىتوانند جلو اراده خداوند را بگيرند . حقيقتى كه در پرتو آن اساس قانون