در تنگناى فقر و حرمان باشند و از درآمدهاى هنگفت دولت بهرهاى نبرند زيرا بيت المال به وزيران و دستگاههاى تبليغاتى اختصاص يافته بود . فقر سايهء سياه خود را همه جا گسترده بود و در هر خانهاى را مىكوفت . اصمعى شاعرى را ديد به پردههاى كعبه چنگ زده و به ابيات زير مترنم بود :
« پروردگارا ! چنان كه مىبينى سائل و دستتنگم ، همانگونه كه مىنگرى تنها دو پيراهن تنم را پوشانده است ، همسر فرتوت ، درمانده و از پا افتادهام را نيز مىبينى و شكم گرسنهء مرا هم مىبينى . پروردگارا ! پس در آنچه مىبينى چه مىفرمايى ؟ « 1 » .
اين شاعر از گرسنگى و برهنگى درون و برون خود و همسرش به خدا شكايت مىكند و خواستار كمك و دارايى مىشود .
اصمعى همچنين نقل مىكند كه شاعرى را ديد به پردههاى كعبه چنگ زده و ابيات زير را مىخواند :
« اى پروردگار مردم و منت و هدايت ! آيا مرا در ميان مخلوقاتت بهرهاى نيست ؟ » .
« آيا از من خجالت نمىكشى كه با برهنگى تو را مىخوانم حال آنكه تو كريم و بخشندهاى ؟ ! » .
« آيا به بىسر و پاها كه تو را عصيان كردهاند روزى مىدهى ليكن سيّدى از سروران تميم را وامىگذارى ؟ ! » « 2 » .
هامش
( 1 ) - المحاسن و المساوى / البيهقى ، ط بيروت ، دار صادر ، ص 585 :يا رب انى سائل كما ترى * مشتمل شميلتى كما ترىو شيختى جالسة كما ترى * و البطن منى جائع كما ترىفما ترى يا ربنا فيما ترى( 2 ) - المحاسن و المساوى / البيهقى ، ص 585 :ايا رب الناس و المن و الهدى * امالى فى هذا الانام قسيم-