هفت سال بدون كمترين ممانعتى با ايشان رفت و آمد داشتهاند ؟ !
رابعا : در مقدمهء تفسير آمده است كه امام به اين دو تن توجهى بسزا داشت و از پدران آنها خواست تا آنان را براى آموختن دانشى كه خداوند بدان سربلندشان كند نزد حضرت واگذارند با آنكه اين دو نفر مجهول الحال هستند ، پس چرا حضرت چنين توجّه و اهتمامى به بزرگان شيعه و علماى نامدار ننمود و آنان را براى چنين آموزش مبهمى برنگزيد ؟ ! .
با توجه به موارد فوق ، با قطع مىگوييم كه اين تفسير از امام حسن عسكرى - عليه السّلام - نيست بلكه از مجعولات و برساختهها به شمار مىرود . و به اضافهء انتقادات فوق ، در اكثر فصول كتاب عدم فصاحت و پريشانى آشكارست و اين با بيان امام كه فصل الخطاب بلاغت و شيوايى است مغايرت دارد . پس چگونه مىتوان اين تفسير را كه بويى از بلاغت و شيوايى نبرده است به امامى نسبت داده كه بليغترين و گوياترين شخص زمان خود بوده است ؟ ! وانگهى - تا آنجا كه مىدانم - در پارهاى از اين تفسير تعابيرى غلوآميز وجود دارد و اين مطلب به شدت از ساحت امام - عليه السّلام - دور است .
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 124
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص١٢٤