حسن عسكرى - عليه السّلام - روايت كردهاند .
2 - ابن الغضائرى تفسير را به امام على هادى - عليه السّلام - نسبت مىدهد در صورتى كه منسوب به امام حسن عسكرى مىباشد .
3 - او تفسير را مجعول دانسته و جاعل را سهل ديباجى كه آن را از پدرش روايت مىكند ، معرفى مىنمايد . و اين مطلب عجيبى است زيرا اساسا سهل در سند اين تفسير نيست . بهر حال آنچه ابن غضائرى در تضعيف او گفته قابل اتكاء نمىباشد .
استاد ما آية اللّه خوئى در اين باره مىگويد : « هيچ كس از متقدمين در توثيق محمّد بن قاسم - حتى صدوق - قدّس سرّه - كه احاديث بسيارى از او نقل كرده است - سخنى نگفته است . همچنين كسى در تضعيف او كلامى به زبان نياورده است . . . درست آنست كه او مردى است مجهول الحال كه نه وثاقت او ثابت شده است و نه ضعف او » « 1 » .
بنابراين بر روايت او اعتماد نتوان كرد . بعلاوه مفسر استرآبادى اين تفسير را از يوسف بن محمّد بن زياد و على بن محمّد بن يسار روايت مىكند و اين دو تن - همانطور كه استاد ما آية اللّه خوئى مىگويد - مجهولند و به روايات آنها از امام حسن عسكرى - عليه السّلام - اعتنايى نبايد كرد . « 2 »
ثانيا : اين تفسير يكدست و بهم پيوسته نيست بلكه سقطات و محذوفات بسيارى دارد و همين دليلى گوياست بر آنكه نسبت آن صحيح نيست و همانطور كه آية اللّه خوئى مىگويد هر كس به آن نگاهى بيفكند ترديدى نخواهد داشت كه آن را بر امام بستهاند و مجعول است .
ثالثا : امام حسن عسكرى در حلقه فشرده محاصرهء نيروهاى امنيتى عباسيان بسر مىبرد و رفت و آمد شيعيان با ايشان ممنوع بود . پس اين دو تن چگونه مدت
هامش
( 1 ) - معجم رجال الحديث ، ج 17 ، ص 174 .
( 2 ) - همان مدرك ، ص 159 .