گفتار پيامبر ( ص ) هر كس مرا دوست دارد بايد آن دو را دوست بدارد
( 1 ) 424 - خبر داد بما محمد فرزند احمد فرزند عثمان كه خبر داد بما محمد فرزند مظفر فرزند موسى فرزند عيسى حافظ ( اذنا ) نقل كرد بما محمد فرزند محمد فرزند سليمان باغندى حديث كرد بما يوسف فرزند موسى قطان حديث كرد بما ابو بكر فرزند عياش از عاصم از زر از عبد اللَّه بن مسعود گفت : حسن و حسين در حالى كه پيامبر نماز مىخواند بر پشت او سوار شده بودند و مردم آنها را دور مىكردند پيامبر فرمود : آنها را به حال خود بگذاريد كه اينان از آن كسانى هستند كه دوستشان ميدارم پدر و مادرم فداى آنها و پدرشان باد ، هر كس مرا دوست دارد بايد آنها را دوست بدارد .
( 2 ) 425 - خبر داد بما محمد فرزند احمد فرزند عثمان كه خبر داد بما محمد فرزند مظفر ( اذنا ) كه نقل كرد بما محمد فرزند محمد فرزند سليمان باغندى حديث كرد بما شيبان فرزند فروخ كه نقل كرد بما عماره حديث نمود بما ثابت از انس گفت : فرشتهء باران از پيامبر ( ص ) اذن خواست پيامبر اذن فرمود و آن روز نوبت ام سلمه بود .
پيامبر خدا ( ص ) فرمود مواظب در باش تا كسى بر ما وارد نشود ، گفت :
در آن هنگام كه او بر در خانه بود حسين بن على ( ع ) آمد و به در هجوم آورده و باز نمود و وارد شد و بر پشت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مىپريد و پيامبر او را مىبوسيد .
فرشته به او گفت : آيا دوستش دارى ؟ فرمود بلى گفت امت تو در آينده نزديكى او را مىكشد و اگر بخواهى محلى كه در آن كشته مىشود نشانت مىدهم و به او نشان داد و مقدارى گل يا خاك سرخ آورد و ام سلمه او را گرفت و در ميان لباس خود قرار داد ثابت گفت كه ما مىگفتيم كه آن كربلا است .