يحيى فرزند سعيد اموى از اعمش از سفيان از جابر گفت : رسول خدا بر حسن ( ع ) فرمود : بحقيقت اين فرزند من بزرگوارى است كه خداوند بسبب او ميان دو گروه از مسلمانان را اصلاح مىكند .
مكيدن پيامبر ( ص ) آب دهان حسين ( ع ) را
( 1 ) 420 - خبر داد بما محمد فرزند احمد فرزند عثمان كه خبر داد بما ابو بكر فرزند ابراهيم و ابو حسين محمد فرزند مظفر فرزند موسى فرزند عيسى حافظ گفتند : نقل كرد بما محمد فرزند هارون فرزند حميد فرزند مجدر كه نقل كرد بما حسن فرزند حماد نقل كرد بما يحيى فرزند يعلى از سفيان فرزند عيينه از ابو موسى از ابو حازم از ابو هريره گفت : ديدم رسول خدا ( ص ) آب دهان حسن ( ع ) و حسين ( ع ) را مىمكيد همانطور كه شخص خرما را مىمكد .
گفتار پيامبر ( ص ) پروردگارا من اين دو را دوست دارم و تو هم دوست بدار
( 2 ) 421 - خبر داد بما محمد فرزند احمد فرزند عثمان كه خبر داد بما احمد فرزند ابراهيم فرزند حسن فرزند شاذان نقل كرد بما فرزند منيع نقل كرد به ما ابو بكر فرزند ابو شيبه نقل كرد بما خالد فرزند مخلد نقل كرد بما موسى فرزند يعقوب از عبد اللَّه فرزند ابو بكر فرزند زيد فرزند مهاجر گفت : خبر داد به من مسلم فرزند ابو سهل نبال گفت : خبر داد به من حسن فرزند اسامه خبر داد به من اسامة فرزند زيد گفت :
در يك شب براى تقاضاى حاجتى بحضور رسول خدا ( ص ) مىآمدم در آن هنگام او از منزل در آمده و بر چيزى احاطه داشت كه من نفهميدم آن چيست ؟ هنگامى كه نيازم بر طرف شد و از كار خود فارغ شدم گفتم اين چيست كه تو بر او احاطه دارى ؟ ناگاه ديدم كه حسن و حسين بر روى رانهاى او بودند پيامبر فرمود اين دو فرزندان من و پسران