تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧

گفتن فاطمه ( ع ) بر پيامبر ( ص ) كه هيچ غذائى در خانهء على ( ع ) بصبح نماند . . . حديث

( 1 ) 427 - خبر داد بما محمد فرزند احمد فرزند عثمان كه خبر داد بما ابو عمر محمد فرزند عباس فرزند حيويه خزاز ( اذنا ) خبر داد بما ابو عبد اللَّه حسين فرزند على فرزند حسين اسدى دهان نقل كرد بما على فرزند حسين بزار ، نقل كرد بما اسماعيل فرزند صبيح نقل كرد بما يحيى فرزند مسور از على فرزند حزور از اصبغ از پدرم سعيد خدرى كه حديث را باينجا مىرساند : كه فاطمه ( ع ) بحضور پيامبر ( ص ) آمد و گفت سلام بر تو اى رسول خدا فرمود سلام بر تو اى دختركم گفت : اى پيامبر خدا به خدا قسم - هرگز در خانه على طعامى بصبح نمانده و پنج روز است غذائى بر دهانم وارد نشده و نه گوسفندى و نه شترى داريم و در خانه على حتى يك مشت گندم پيدا نميشود ، پيامبر بفاطمه فرمود : نزديكم بيا ، نزديكش آمد و فرمود : دستت را ميان دو شانه‌ام بگذار دستش را بسوى او دراز كرد كه ناگاه تكه سنگى در ميان دو شانه پيامبر كه بوسيله عمامه‌اش تا سينه‌اش بسته شده بود پس فاطمه صيحه بلندى زد و گفت يك ماه است در خانهء محمد آتشى روشن نشده است سپس بفاطمه فرمود آيا ميدانى موقعيت على نسبت به من چيست ؟ او در دوازده سالگى امور مرا كفايت مىكرد و در شانزده سالگى پيش من شمشير ميزد و آنگاه ، كه به هفده سال رسيد پهلوانها را به خاك مذلت انداخت و هنگامى كه بيست دو ساله بود اندوه‌ها و غم‌هاى مرا به تنهائى از بين برد در حالى كه پنجاه مرد ديگر با او بودند . آنگاه چهرهء فاطمه شكفته و درخشان گرديد از آن مكان جاى ديگر نرفته تا بحضور على ( ع ) آمد و منزل بنور چهرهء فاطمه درخشنده گرديد و على بفاطمه ( ع ) فرمود ؟ اى دختر محمد از پيش من كه در آمدى قيافه‌ات غير از اين بود ؟ فاطمه گفت : چون پيامبر ( ص ) از مناقب تو به من خبر داد .