( 1 ) فاطمه بخانهاش برگشت رسول خدا از طرفى و على از طرف ديگر بجستجوى پرداختند و آنها را در كنار ديوارى پيدا كردند و آفتاب آنها را سوزانده بود . كه يكى بوسيلهء ديگرى خودش را مىپوشاند .
هنگامى كه على ( ع ) آنها را در آن حال ديد گريه گلوگيرش نموده و خود را به روى آنها انداخت و آنها را مىبوسيد و سپس حسن را بر دوش راست و حسين را بر دوش چپ گرفت و آنها را مىآورد و آنها را در حالى كه يك پا بر زمين مىگذاشت و پاى ديگر را بلند مىكرد پيش رسول خدا آورد و اين كار به اين علت بود كه على از شدت گرما بىتاب مىگشت و دوست نداشت كه آنها راه بروند و آن مشقت و رنجى كه از گرما به او مىرسيد به آنها برسد و آن دو را با جان خود از آن رنج نگه داشت .
گفتار پيامبر ( ص ) : هارون فرزندان خود را شبر و شبير ناميد . . . حديث
( 2 ) 426 - خبر داد بما ابو طالب محمد فرزند احمد فرزند عثمان كه خبر داد بما ابو بكر احمد فرزند ابراهيم فرزند حسن فرزند شاذان بزاز ( اذنا ) نقل كرد بما عمرو فرزند حريث از زرعه فرزند عبد الرحمن از ابو خليل از سلمان گفت :
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود كه هارون فرزندان خود را شبر و شبير ناميد و من فرزندانم را حسن و حسين ناميدم به همان مناسبت كه هارون پسرانش را شبر و شبير ناميد .