كدام آنها در مدح قبيلهء خود د ذم قبيلهء ديگر سخنسرائى كردهاند .
بالاتر از هم ، آن كه سيف توانست به افسانههاى خود رنگ واقعيت و حقيقت بدهد آن گاه كه بر شاعرهاى ساخته شده و شعرهايى كه به نام ايشان ساخته بود صحابهء ساختگى و فتح و معجزه و حديثى كه به نام آنان ساخته بود نام حوادث تاريخ و اشخاص تاريخى گذارد ، و همهء افسانههاى خود را به نام تاريخنگارى در ميان مسلمانان از قرن دوم هجرى تا به امروز رواج بىنظير دهد و براى همهء افسانههاى كوچك و بزرگ خود همانند روايتهاى تاريخ سند جعل كرد و از راويان ساختهء خيال خود روايت كرد .
از جمله پيشبردهاى سيف آن است كه توانست به نام تاريخنگارى كلمهء سبئيه را زا نسبت قبيلگى و سرزنش به افراد قبايل يمانى و همپيمانان ايشان به يك معناى مذهبى جديد تحريف كند و عبد الله بن وهب سبائى رئيس خوارج را نيز به عبد الله سبادى يهودى تبديل سازد و او را مؤسّس و به وجود آورنده همان مذهب جديد سبائى و فرقهء سبئيه معرّفى نمايد ! ! !
آرى سيف افسانهء سبئيه را به نام تاريخ ساخت ، و يك مرد مرموزى را به عنوان قهرمان اين افسانه آفريد ، و او را عبد الله بن سبأ نامگذارى نمود ، سپس آن را با زيركى و مهارت خاصّ خود به بازار تاريخ عرضه نمود ، و مقبول طبع تاريخنويسان افتاد ، و بدين وسيله افسانهء سبئيه را رواج و انتشار غير منتظرهاى پيدا نمود ، و عبد الله سبا قهرمان موهوم افسانه نيز از شهرت بسزايى برخوردار گرديد ، و عبد الله بن وهب سبائى در بوته فراموشى قرار گرفت ، در صورتى كه كلمهء سبئى در دوران على ( ع ) نسبت همان عبد الله بن وهب سبائى بود كه رياست فرقهء خوارج را به عهده داشت ، بعد از انتشار افسانهء سيف اين كلمه از معناى اصلى خود تحريف گرديد و در يك فرقهء مذهبى تازه تأسيس كه به گفتهء سيف ، پايهگذار آن يك يهودى به نام عبد الله سبأ بود به كار رفت ، و در اين معنى شايع و معروف گرديد ، و عبد الله بن وهب سبائى هم به عبد الله سباى يهودى تبديل شد ، و از آن تاريخ به بعد اندك اندك استعمال كلمهء سبئيه به معناى نسبت قبيلگى متروك شد مخصوصاً در شهرهاى عراق و توابع عراق و محلّ تولّد و پيدايش افسانهء عبد الل سبأ و قرههء سبائيه اين استعمال به طور كلى فراموش گرديد ، به طورى كه ما ، در مطالعات خود
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 838
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٨٣٨