كار خطرناك ديگرى كه سيف بن عمر در اين دو كتابش انجام داد اين بود كه تمام خوبىها و مجاهدتها و فضايل را به نام افراد قبايل عدنان ثبت كرد ، و تمام عيوب و زشتىها و مفاسد را به قبايل قحطان سبئى نسبت داد ، و هرچه مىتوانست عيوب و نواقص ديگرى نيز در مذمّت آنها بافت ، و مهمترين مطلبى كه در ذم و نكوهش آنان ساخت همان افسانهء سبئيه بود كه در اين افسانه ، سبئيه را از پيروان عبد الله بن سباى يهودى ، فرزند يك كنيز سياه معرّفى كرد ، و بدين وسيله كلمهء سبئى را مفهوم اصلى آن كه نسبت قبيلگى بود و به عنوان تعبير و سرزيش در بارهء قبايل سبائى و همپيمانان ايشان استعمال مىشد به يك مفهوم مذهبى تغيير داد و گفت كه سبئيه يك گروه منحرف مذهبى است كه در عقيده پيرو عبد الله بن سبأ آن مرد مرموز و منحرف يهودى يمانى الاصل مىباشد . سپس تمام جرم و گناه عصر عثمان و اميرالمؤمنين را به گردن آنان بار كرده و گفته است افراد همين فرقه سبئيه بود كه هميشه با حكومتها عداوت و مخالفت مىكردند ، و در بارهء آنان مطاعن و معايب مىساختند و مردم را عليه آنان مىشورانيدند ، تا آن جا كه دست اتّحاد به دست هم دادند و عثمان خليفه مسلمانان را در مدينه به قتل رسانيدند ، و همين سبئيه منسوب به عبد الله بن سبأ بوده كه جنگ جمل را در ميان مسلمانان شعلهور ساختند .
سيف با اين گفتارش سران و بزرگان قبائل عدنان را كه خود سيف نيز از آن قبائل بوده از هر جرم و خطا و لغزش پاك و مبرّا ساخت ، و آنان را در به وجود آمدن جنگ جمل و آن همه برادركشى بى گناه قلمداد نموده ، سيف با اين گفتارش افرادى مانند : مروان ، سعيد ، وليد ، معاويه ، عبد الله بن سعد بن ابى سرح ، طلحه ، زبير ، عايشه ، و دهها افراد ديگرى از قبائل عدنان را كه گردانندگان همهء آن فتنهها و سپس برپا كنندهء جنگ جمل عليه حكومت عادلانه و تبعيض ناپذير على بودهاند بى گناه نشان داد و تمام جرايم و گناهها و جنايات وارده را به گروه بى گناه سبئيه باز نمود . سيف در كار خود بر تمام ادبا و نويسندگان عصر خويش - از قبيلهء عدنان و قحطان - برتر آمده و گوى سبقت را از همهء آنان ربوده چه آن كه هر يك از ايشان يك تن شاعر و اديبى بوده كه در مدح قبيلهء خود و ذم قبيلهء طرف چيزى سروده است ، ولى سيف دهها تن شاعر و قهرمانى ساخت كه هر
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 837
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٨٣٧