داستان ذى القصه
كلما اوردناه خلاصة مارواه الطبرى .
تمام افسانههاى دروغينى كه در اين جا مىآوريم
خلاصه ايست از روايات سيف در تاريخ طبرى .
مؤلّف
داستان ديگرى كه مربوط به داستان پيش و دنبالهء داستان مرتدين است داستانى است به نام « داستان ذى القصه » كه طبرى از سيف و او هم از سهل بن يوسف آورده و شرح آن بدين قرار است كه سيف مىگويد :
اسامه با پيروزى از جنگ شام مراجعت نمود « 1 » و اموال و ثروتهاى فراوانى به عنوان زكات به مدينه فرو ريخت كه مىتوانست ساز و برگ و احتياجات لشكرهاى متعدد و بزرگى را تأمين كند و چون ابو بكر جريان را بدين منوال ديد به سرزمين « ذى القصه » حركت نمود و در آن جا لشكرهاى عظيم و انبوهى از مسلمانان را تجهيز و آنها را به يازده
هامش
( 1 ) . منظور سيف برگشتن اسامه از جنگ تبوك است كه پيامبر او را در مرض وفاتش سركردهءقشونى نمود ، ابو بكر و عمر و ديگر مهاجرين را جزء اين لشكر قرار داد و در تحت فرماندهى اسامه به تبوك اعزام نمود ولى آنان سستى و مسامحه نمودند تا پيامبر وفات نمود ، در سقيفه گرد آمدند ابو بكر را به خلافت برگزيدند و سپس اسامه را به همان جنگ فرستادند .