ابو بكر گفت : به خدا سوگند چنين كارى را نخواهم كرد بلكه با جان خودم بر شما مسلمانان كمك و مواسات خواهم نمود .
اين بگفت و با لشكر خويش به سوى « ذى حسى » و « ذى القصه » حركت نمود و در « ابرق » با مردمان « ربذه » رو به رو گرديد و جنگى در ميانشان به وقوع پيوست . در اين جنگ ابو بكر بر حارث و عوف پيروز گرديد و حطيئه را به اسارت گرفت . قبيلهء « بنو عبس » و « بنو بكر » فرار كردند ابو بكر چند روز در زمين « ابرق » اقامت نمود و در اين چند روز هم با بنى ذبيان جنگيد و آنان را شكست داد و شهرها و آبادىشان را به تصرّف خويش در آورد و آنان را از آن جا بيرون كرده و گفت :
پس از آن كه خداوند اين شهرها را به ما ارزانى داشته است تصرّف بنى ذبيان در اين شهرها حرام و ممنوع است آن گاه بيابانهاى ابرق را براى استفاده اسبهاى جنگى مسلمانان قرق كرد و براى ساير حيوانات مسلمانان نقاط ديگرى از ربذه را چراگاه اعلام نمود .
اين بود خلاصهء جنگ دروغين و افسانهاى ابرق كه بنا به گفتهء سيف در محلّى به نام « ابرق » واقع در سرزمين « ربذه » به وقوع پيوسته است و از اين رو آن را جنگ ابرق ناميده كه به گفتهء وى زياد بن حنظله نيز داستان اين جنگ را به صورت شعر در آورده و در آن نام اين جنگ را « ابرق » گذاشته است در آن جا كه مىگويد :
روزى كه ما در ابارق شركت نموديم . . .
پيدايش افسانه جنگ ابرق و سير آن در كتب تاريخ
تا اين جا خلاصهاى از آنچه را كه طبرى در داستان جنگ ابرق و حوادث مربوط به آن ، از سيف نقل كرده است آورديم در صورتى كه هيچيك از اين جريانات و حوادث صحيح نيست و سر تا پا دروغ و بى اساس است .
مثلًا سيف مىگويد « حبال » در جنگ ابرق كشته شد در صورتى كه وى در جنگ « بزاخه » توسط « عكاشه » و « ثابت » كه خالد به عنوان پيشآهنگ لشكر بدان جا اعزام داشته بود و به قتل رسيد ، چنان كه تفصيل اين جريان را به روايت غير سيف در داستان مرتدين خواهيد خواند اين داستان بى اساس به نام جنگ « ابرق ريذه » دوازده قرن است